**سبــک زنـــدگی منتظــــران**
>>سبک زندگی منتظران<< ..::مهدویت برای همه::..

مImage result for ‫شهید مطهری اقا خامنه ای با امام خمینی‬‎

اکنون شنیده می شود که مخالفین اسلام و گروههای ضد انقلاب در صدد هستند که با تبلیغات اسلام شکن خود دست جوانان عزیز دانشگاهی ما را در استفاده از کتب این استاد فقید کوتاه کنند. من به دانشجویان و طبقه ی روشنفکران متعهد توصیه می کنم که کتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود. از خداوند متعال توفیق همگان را خواهانم.»

 

« شهید مطهّری در عمر کوتاه خود اثرات جاویدی به یادگار گذاشت که پرتوی از وجدان بیدار و روح سرشار از عشق به مکتب بود. او با قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسایل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بی قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بی استثناء آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت می گرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست.

 

امید آن بود که از این درخت بر ثمر، میوه های علم و ایمان بیش از آنچه بجا مانده، چیده شود و دانشمندانی پر بها تسلیم جامعه گردد. مع الاسف دست جنایتکاران مهلت نداد و جوانان عزیز ما را از ثمره ی طیّبه ی این درخت برومند محروم نمود، و خدای را شکر که آنچه از این استاد شهید باقی است با محتوای غنی خود مربّی و معلم است.

 



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است سه شنبه سی ام تیر 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

1- همیشه با وضو بود و به این کار توصیه می کرد .

2- به طبیعت علاقه وافر داشت و گاه ساعتها در نقاط با صفا می نشست و تفکر می کرد.

3- نماز شب را همیشه بپا می داشت .

4- در حین بیان مطالب علمی ، آنچنان بود که از اطراف غافل می شد .

5- شبها قبل از خواب ، حدود بیست دقیقه قرآن می خواند.

6- نسبت به انجام فرائض فرزندان ، نظارت دقیق داشت .

7- به فقرا و مستمندان کمک می کرد به طوری که برخی موارد آن ،بعد از شهادتش آشکار شد.

8- مطالب قابل توجه را در هر فرصت مناسب و به طور منظم یادداشت می کرد .

9- در حاشیه کتابهایی که مطالعه می کرد ، عنوان یا خلاصه مطالب و یا اشکالات وارده را می نوشت .

10- در برخورد با انحرافات فکری ، از جوّ حاکم بر اجتماع واهمه ای نداشت ، جو ناسالم را می شکست و گاه با دوستان نزدیک خود نیز در بیان حق در می آمیخت .

11- از جوانی علاقه وافری به شهادت داشت و به افراد می سپرد تا در این مورد برایش دعا کنند .

12- برای پدر و مادر و اساتید خود احترام وصف ناپذیری قائل بود .

13- صدای گریه بلند او هنگام خواندن روضه سیدالشهدا "ع" ، مناجات شبانه و فوت پدر و مادر مشاهده می شد .

14- بعد از نماز مغرب و عشا ، سجده های طولانی داشت .

15- از شهرت و مرید پروری گریزان بود .

16- از تظاهر - چه در امور عبادی و چه در امور اجتماعی و سیاسی - بشدت پرهیز داشت .

17- بسیار متین و پر هیبت بود و در عین حال ، در موارد لزوم مَزّاح و نکته پرداز بود.

18- عبارت ِ " اُفَوِضُ اَمری اِلی الله ، اِنَّ الله َ بَصیرٌ بالعِباد" را در قنوت و هنگام ذکر گفتن ، زیاد قرائت می کرد.

19- به دستگیریهای خداوند ایمان داشت و در شرایطی که دشمنانش کار را بر او سخت می کردند صبور و امیدوار به امدادهای الهی بود .

20 - همیشه ظاهری مرتب و آراسته داشت .



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است سه شنبه سی ام تیر 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

مردى چهل ساله از روى عشق به اين هدف مقدّس به حوزه علميه آمد و از جامع المقدّمات شروع كرد و به درس خواندن پرداخت. روزى از يكى اساتيد پرسيد: من در اين سن تازه ادبيات شروع كرده ام، كى به مقصد مى رسم؟ استاد با آرامشى حاكى از اعتماد به فضل الهى، گفت: «در اين مسير با شروعْ رسيده اى و نيازى به پايان نيست!» سپس اين آيه را خواند: (و من يخرج من بيته مهاجراً الى الله و رسوله ثمّ يدركهُ الموت فقد وقع أجرُهُ على الله و كان الله غفوراً رحيماً)(1). در اين آيه همه فعلها مضارع آمده اند غير از وقوع اجر: «وقع» كه ماضى است. اين بدان معناست كه از همان وقت كه حركت را آغاز كردى اجر تو با خداوند متعال است. بنابراين اگر در اين راه با درك و عشق و آگاهى آمده اى با شروع رسيده اى. پس هميشه اميدوار باش.

 

يب) انس با امام زمان

: نام خوبى نهاده اند، سرباز امام زمان! اگر شايسته چنين عنوانى شديم، ديگر نمى توانيم از فرمانده خود غافل باشيم. وقتى امام زمان(عليه السلام) فرموده اند: «انّا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم»، تكليف ما معلوم است.(2)اينجاست كه نياز به رابطه با آن «تنها اميد نجات » بخوبى احساس مى شود. اين نياز مانند نياز به آب و هواست و مى تواند در چند شكل پديدار شود. توسل، توجه و انتظار. انتظار يعنى براستى انتظار ظهور داشتن.

6 . آداب مطالعه

1 . در مطالعه و بررسيهاى علمى خود به همان مقدار اكتفا كنيد كه قدرت درك و فهم و توانايى برداشت آنها را داريد و ذهن و هوشتان بدانها تمايل دارد.

2 . در قرائت كتب و يا فراگرفتن علوم كار و كوشش خود را ناتمام نگذاريد.

3 . دانش را نمى توان مستقلا و بدون استفاده از استاد، از ميان كتب و نوشته ها جستجو كرد.

4 . بايد اوقات و فرصتهاى شبانه روزى را براى تحصيلات و فرآورده هاى علمى، تقسيم بندى كرد; زيرا اين كار موجب بركت و ازدياد فرصتهاى تحصيلى مى شود.

1 . نساء(4): 100.

2 . بحار الأنوارج 53 ، ص 174 ـ 175، باب 31، ح 7.



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است سه شنبه دوم تیر 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

همنشين شايسته يا بد

پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) :همنشين شايسته، مانند عطرفروش است. اگر از عطرش به تو ندهد، بوى عطرش به تو خواهد رسيد و همنشين بد، مانند آهنگر است. اگر لباست را نسوزانَد، از بويش به تو مى رسد.[1]
مطالعه كنيد:
دوستی در قرآن و حدیث، محمد محمدی ری شهری، مترجم: حسن اسلامی، پيش گفتار چاپ دوم



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است سه شنبه دوم تیر 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

مهریه‌ی بالا بی‌احترامی به دختر است

اگر کسی برای دختر خود اهمیّت قائل است، یا دختری برای خود ارزش قائل است، راهش این نیست که بگوید باید مِهریه‌ی ما را زیاد کنید. مهریّه هر چقدر کمتر باشد،‌جنبه انسانی این پیوند بیشتر است.
هیچ پولی، هیچ ثروتی، معادل یک انسان نمی‌شود، نه هیچ مهریّه‌ای می‌تواند قیمت سرانگشت یک زنِ مسلمان باشد و نه هیچ درآمدی برای یک مرد یا زن می‌تواند معادل با شخصیّت او باشد. کسانی که مهریّه‌های دخترشان بالا می‌برند، اشتباه می‌کنند. این احترام نیست. این بی‌احترامی است. برای اینکه با بالا بردن مهریّه، شما جنس این معامله‌ی انسانی را، یعنی یکی از دو جنس معامله‌ی انسانی را – چون هر دو در مقابل هم هستند – تنزّل می‌دهید به حدّ یک کالا و یک متاع می‌گویید دختر من آنقدر می‌ارزد. نه آقا! دختر شما اصلاً با پول قابل مقایسه نیست...
این مهریّه یک سنت اسلامی و الهی است. برای این نیست که در مقابل این موجود شریفِ عزیزِ انسانی، انسان بخواهد یک چیزی بدهد.[1]

پی نوشت :
1.مطلع عشق(گزيده‌اي از رهنمودهاي حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي به زوج‌هاي جوان)، ص204.



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است یکشنبه سی و یکم خرداد 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

قیام جهت احترام  

چرا در هنگام ذکر امام زمان می ایستند و دست را بر روی سر می گذارند؟
به هنگام یادآوری وجود مبارک حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه و ذکر و یاد او و دعای برای آن حضرت، این عمل به تأسی از عمل معصومین علیهم السلام و برای ابراز احترام و بزرگداشت خاص انجام می‏گیرد. همچنانکه در روایت نقل شده است که در حضور امام رضا  اسم مبارک امام زمان  برده شد، آن حضرت برای احترام برخاستند و دست بر سر نهادند.[1] ضمن آن که این عمل نوعی استغاثه به آن حضرت است، همچنین در روایتی از امام صادق توصیه به ایستادن شده است، که حضرت فرمود: پس بایستد و از خدا تعجیل فرج را طلب کند. (2)

1. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر640.
2. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر641.



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است جمعه بیست و نهم خرداد 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

 


دنیای مطلوب و دنیای مذموم ....

یکی از ریشه های «حرص» که به عواقب دردناک آن در بحث گذشته اشاره شد، دلباختگی و دلدادگی در برابر زرق و برق دنیاست.

هنگامی که آتش سوزان این عشق در درون جان انسان زبانه می کشد او را به سوی حرص و ولع نسبت به مواهب دنیای مادی می کشاند، مانند: سایر عشاق بی قرار که فارغ از هرگونه فکر منطقی پیوسته دست و پا می زنند و روز به روز خود را در این لجنزار آلوده تر می سازند.

به همین دلیل قرآن مجید برای خشکانیدن ریشه حرص و ولع به سراغ حب دنیای افراطی و یا به تعبیر دیگر «دنیاپرستی» می رود و با تعبیرات گوناگون قدر و قیمت مواهب دنیا را در نظرها می شکند تا عاشقان بی قرار دنیا به خود آیند و حریصانه به دنبال آن نشتابند و همه ارزشها را به خاطر وصول به آن زیر پا نگذارند.

با این اشاره به قرآن مجید بازمی گردیم و تعبیرات دقیق و حساب شده قرآن را در این زمینه بررسی می کنیم.

۱) قرآن در موارد متعددی زندگی دنیا را نوعی بازیچه کودکانه و سهو و سرگرمی می شمرد، می فرماید:

«و ما الحیاة الدنیا الا لعب و لهو...؛ زندگی دنیا چیزی جز بازی و سرگرمی نیست». [۱]

در جای دیگر می فرماید: «اعلموا انما الحیاة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد...؛ بدانید زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی و تجمل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است». [۲]

در حقیقت دنیاپرستان را به کودکانی تشبیه می کند که از همه چیز غافل و بی خبرند و تنها به سرگرمی و بازی مشغولند و حتی خطراتی را که در یک قدمی آنها وجود دارد نمی بینند!

بعضی از مفسران زندگی انسان را به پنج دوران(از کودکی تا چهل سالگی) تقسیم کرده اند و برای هر دورانی مدت شت سال قائلند و می گویند: هشت سال به بازی مشغول است، هشت سال به لهو و سرگرمی ها، هشت سال در بحبوحه جوانی به سراغ زینت و زیبایی می رود، هشت سال به تفاخر و فخرفروشی می پردازد و بالاخره در هشت سال آخر به دنبال تکاثر و افزون طلبی در اموال و نیروها می رود و در اینجا شخصیت انسان تثبیت می شود و این حالت تا آخر عمر ممکن است باقی بماند و در نتیجه مجالی برای دنیاپرستان جهت اندیشیدن به حیات معنوی در ارزشهای جاودانی باقی نماند.

۲) در آیات دیگری زندگی دنیا سرمایه «فریب و غرور» شمرده شده است، می فرماید: «...و ما الحیاة الدنیا الا متاع الغرور؛ زندگی دنیا چیزی جز سرمایه فریب نیست!» [۳]

در جای دیگر می فرماید: «...فلاتغرنکم الحیاة الدنیا و لایغرنکم بالله الغرور؛ پس مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد و مبادا(شیطان) فریبکار شما را به(کرم) خدا مغرور سازد و فریب دهد!» [۴]

این تعبیرات نشان می دهد که زرق و برق دنیای فریبنده یکی از موانع مهم بر سر راه تکامل معنوی انسان است که تا این مانع را پشت سر ننهد راه به جایی نمی برد.

زندگی دنیا همچون سرابی است که تشنه کامان را در بیابان سوزان تعلقات مادی به سوی خود فرامی خواند، اما هنگامی که نزد آن می آیند چیزی که عطش را فرونشاند پیدا نیست، بلکه دویدن در این بیابان سوزان آنها را تشنه تر می کند، باز سراب را در فاصله دیگری جلو خود می بینند و به گمان اینکه آنجا آب است به سوی آن می شتابند و باز هم تشنه تر و تشنه تر می شوند تا هلاک گردند.

بسیارند کسانی که سالها به سوی دنیا دویده اند، هنگامی که به آن رسیده اند صریحا اعلام می کنند نه تنها گمشده خود را(یعنی آرامش و آسایش) پیدا نکرده اند، بلکه «شهد» آن را با «شرنگ» و «گل» آن را با «خار» همراه دیده اند، غالبا به جای آرامش، نگرانی ها و اضطراب های آنها برای حفظ آنچه دارند چندین برابر شده است!

۳) گروه دیگری از آیات از این حقیقت پرده برمی دارد که مجذوب شدن به زرق و برق دنیا انسان را از آخرت غافل می کند؛ یعنی شغل شاغل و هم واحد آنها می شود و تمام توجه آنان را به سوی خود جلب می کند.

می فرماید: «یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا و هم عن الآخرة هم غافلون؛ آنها تنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت غافلند!» [۵]

آنها حتی زندگی دنیا را نشناخته اند و به جای اینکه آن را مزرعه آخرت و قنطره و گذرگاهی برای نیل به مقامات معنوی و میدانی برای ورزیدگی و تمرین جهت به دست آوردن فضایل اخلاقی بشناسند آن را به عنوان هدف نهایی و مطلوب حقیقی و معبود واقعی خود شناخته اند و طبیعی است که چنین افرادی از آخرت غافل می شوند.

در جای دیگر می فرماید: «ارضیتم بالحیاة الدنیا من الآخرة؛ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده اید؟!» سپس می افزاید: «فما متاع الحیاة الدنیا فی الآخرة الا قلیل؛ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت چیز اندکی بیش نیست.» [۶]

آری افراد کم ظرفیت و هوسباز، چنان دنیای کوچک و ناپایدار در نظرشان بزرگ جلوه می کند که حیات جاویدان و ابدی را که مملو از مواهب الهی است به فراموشی می سپارند.

۴) در بخش دیگری از آیات، دنیا به عنوان «عرض»(بر وزن غرض) به معنی موجود بی ثبات و زوال پذیر تعبیر شده است، از جمله می فرماید: «...تبتغون عرض الحیوة الدنیا فعند الله مغانم کثیرة...؛ شما سرمایه زوال پذیر دنیا را طلب می کنید در حالی که نزد خداوند غنیمت های فراوانی برای شما(در سرای آخرت) است». [۷]

در جای دیگر خطاب به اصحاب پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «شما متاع ناپایدار دنیا را می خواهید ولی خداوند سرای دیگر را برای شما می خواهد»، (...یریدون عرض الدنیا و الله یرید الآخرة...) [۸]

در آیات دیگری نیز همین گونه تعبیر دیده می شود که نشان می دهد گروهی از مسلمانان یا غیر مسلمین به خاطر حرص در جمع آوری متاع زوال پذیر و ناپایدار دنیا از پرداختن به مواهب پایدار الهی در سرای دیگر و ارزشهای والای انسانی و مقام قرب به خدا باز می مانند. آری نعمت حقیقی زوال ناپذیر نزد اوست و باقی همه «عرض» و «عارضی» و زوال پذیر است.

این تعبیر هشداری است به همه دنیاپرستان که مراقب باشند سرمایه های عظیم انسانی خود را فدای امور زوال پذیر نکنند.

۵) در بخش دیگری از آیات، از مواهب مادی دنیا تعبیر به زینة الحیاة الدنیا شده است. [۹]

تعبیراتی مشابه آن در آیات دیگر نیز آمده است، مانند: «من کان یرید الحیاة الدنیا و زینتها نوف الیهم اعمالهم فیها و هم فیها لایبخسون؛ کسانی که زندگی دنیا و زینت آن را بخواهند، (نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا به طور کامل به آنها می دهیم و چیزی از آنها کم و کاست نخواهد شد(ولی در آخرت بهره ای نخواهند داشت)». [۱۰

در جای دیگر خطاب به زنان پیامبر(ص) می فرماید: «یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیاة الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن سراحا جمیلا؛ ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگی دنیا و زرق و برق آن را می خواهید بیایید با هدیه ای شما را بهره مند سازم و به طرز نیکویی رها سازم!(تا بتوانید به مقصد خود برسید)». [۱۱]

این تعبیرات به خوبی نشان می دهد که این زرق و برق ها تنها زیور و زینتی است برای حیات دنیای مادی. بدیهی است هرگز در مورد امور حیاتی و سرنوشت ساز تعبیر به زینت نمی شود آن هم زینت «حیات دنیا» که به معنی زندگی پست است.

شایان توجه اینکه: حتی زینت بودن آن هم در آیات دیگر زیر سؤال رفته است و تعبیر به «زین» شده که نشان می دهد یک زینت مصنوعی و خیالی و پنداری است، نه یک زینت واقعی و حقیقی.

مثلا در سوره بقره آیه ۲۱۲ می خوانیم: «زین للذین کفروا الحیاة الدنیا...؛ زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است»!

و در سوره آل عمران آیه ۱۴ می فرماید: «زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطرة من الذهب و الفضة...؛ محبت امور مادی از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و... در نظر مردم زینت داده شده است»!

این تعبیرات و تعبیرات مشابه آن نشان می دهد که حتی زینت بودن این امور جنبه پنداری و خیالی دارد و گرفتاران آنها در واقع گرفتار خیال و پندار خویشند.

در اینجا سؤال مهمی مطرح است: چرا خداوند این امور را در نظرها زینت داده؟! به یقین برای آزمایش انسانها و تربیت و پرورش آنهاست؛ زیرا هنگامی که از این اشیای زینتی جالب و دلربا که غالبا با گناه و حرام آلوده است به خاطر خدا رها می کند، نهال ایمان و تقوا در وجود آنها بارور می شود وگرنه صرف نظر کردن از اشیای غیر جالب افتخاری محسوب نمی شود.

به تعبیر دقیق تر تمایلات افسار گسیخته درونی و هوا و هوس های سرکش، امور مادی و گناه آلود را در نظر انسان جلوه می دهد، بنابراین زینت بودنش از درون انسان می جوشد و اگر به خدا نسبت داده شده است به خاطر آن است که خداوند چنین اثری را در آن تمایلات و هوس های سرکش آفریده و اگر در بعضی از آیات به شیطان نسبت داده شده، مانند «...و زین لهم الشیطان اعمالهم...؛ شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داد» [۱۲] نیز به خاطر همین است که این تزیین از یک نظر کار خداست چرا که اثر هر چیزی از اوست و از نظر دیگر کار هوس های درونی است و از دیدگاه سوم کار شیطان است(دقت کنید).

به هر حال از مجموعه آیات بالا به دست می آید که حب دنیا هرگاه به صورت افراطی در آید انسان را به بیگانگی از خدا می کشاند.

دنیاپرستی در احادیث اسلامی

نکوهش از دنیاپرستی در روایات اسلامی مخصوصا در سخنان پیامبر اکرم(ص) و خطبه های نهج البلاغه به صورت بسیار وسیعی دیده می شود، از جمله:

۱) در حدیثی از رسول خدا(ص) در پاسخ این سؤال که چرا «دنیا»، «دنیا» نامیده شده؟(توجه داشته باشید که دنیا از ماده دنی به معنی پایین و پست است) فرمود: لان الدنیا دنیة خلقت من دون الآخرة...؛ به خاطر این است که دنیا پست است و پیش از آخرت آفریده شده». [۱۳]

۲) در حدیث دیگری از همان حضرت نقل شده که فرمود: «اکبر الکبائر حب الدنیا؛ بزرگترین گناهان، دنیاپرستی است»! [۱۴]

۳) همین معنی از امیرمؤمنان علی(ع) نیز آمده است که فرمود: «حب الدنیا راس الفتن و اصل المحن؛ دنیاپرستی سرآغاز فتنه ها و ریشه همه محنتها و رنج هاست»! [۱۵]

۴) در حدیث دیگری از همان امام(ع) می خوانیم: «ان الدنیا لمفسدة الدین و مسلبة الیقین؛ دنیاپرستی دین انسان را بر باد می دهد و ایمان و یقین او را می گیرد». [۱۶]

۵) در حدیث دیگری از امام صادق(ع) آمده است که فرمود: «ان اول ما عصی الله به ست: حب الدنیا و حب الرئاسة و حب الطعام و حب النساء و حب النوم و حب الراحة؛

نخستین چیزی که با آن عصیان و نافرمانی خدا شد شش چیز بود: دنیاپرستی، حب ریاست، علاقه به غذا(شکم پرستی)، محبت(افراطی) زنان، پرخوابی و علاقه به راحتی و تن پروری». [۱۷]

غالب این امور ششگانه یا تمام آنها در داستان عصیان و سرکشی شیطان و ترک اولای آدم و گناه قابیل دیده می شود لذا به عنوان اولین ها ذکر شده است.

۶) در حدیث دیگری می خوانیم که از امام علی بن الحسین(ع) پرسیدند: «ای الاعمال افضل عند الله عز و جل؛ کدام عمل در نز خداوند متعال افضل است» فرمود: «ما من عمل بعد معرفة الله جل و عز و معرفة رسوله افضل من بغض الدنیا و ان لذلک لشعبا کثیرة و للمعاصی شعبا؛ هیچ عملی بعد از شناخت پروردگار متعال و شناخت پیامبر او(ص) برتر از دشمنی با دنیا(و ترک دنیاپرستی) نیست و این شاخه های فراوانی دارد و همان گونه که گناهان دیگر شاخه های بسیار دارد».

سپس امام(ع) به سرکشی و عصیان شیطان که از «تکبر» سرچشمه گرفت و «حرص» که سبب گناه و ترک اولای آدم و حوا شد، و «حسد» که سرچشمه عصیان قابیل گشت تا آنجا که دست خود را به خون برادرش آلوده ساخت اشاره فرموده، می افزاید: «فتشعب من ذلک حب النساء و حب الدنیا و حب الرئاسة و حب الراحة و حب الکلام و حب العلو و الثروة، فصرن سبع خصال، فاجتمعن کلهن فی «حب الدنیا»! فقال الانبیاء و العلماء بعد معرفة ذلک، حب الدنیا راس کل خطیئة؛ از اینجا شاخه های علاقه به زن، و محبت دنیا و محبت به ریاست و علاقه به راحتی و تن پروری و محبت سخن گفتن(پرگویی) و محبت برتری جویی و مال و ثروت پیدا شد، و این هفت صفت همه در «حب دنیا» خلاصه می شود و اینجاست که پیامبران و علما بعد از آگاهی بر این موضوع گفتند: محبت دنیا سرچشمه همه گناهان است»!

سپس برای اینکه تفاوت میان دنیای ممدوح و مذموم را روشن سازد امام در پایان می فرماید: «و الدنیا دنیائان: دنیا بلاغ و دنیا ملعونة؛ و دنیا دو گونه است: دنیایی که به حد کفاف است(و انسان را به آخرت و معنویت) می رساند و دنیای نفرین شده(که انسان را از خدا دور می کند)»! [۱۸]

۷) در حدیث دیگری از امام علی بن ابیطالب(ع) می خوانیم، فرمود: «ارفض الدنیا فان حب الدنیا یعمی و یصم و یبکم و یذل الرقاب؛ دنیاپرستی را ترک کن چرا که حب دنیا چشم را کور و گوش را کر و زبان را لال می کند و گردنها را به ذلت می کشاند»! [۱۹]

طبیعی است که وقتی عشق به چیزی در وجود انسان چیره می شود، او را از روشن ترین واقعیت ها غافل می کند، چشم دارد اما گویی نابیناست، گوش دارد اما گویی ناشنواست، زبان دارد ولی جز به آنچه به آن دل بسته است گردش نمی کند و برای رسیدن به این محبوب خود یعنی دنیا تن به هر ذلتی می دهد.

۸) باز در حدیثی که در مورد آثار منفی دنیاپرستی از امیرمؤمنان علی(ع) نقل شده و در واقع فلسفه این حکم الهی در آن تبیین گردیده، می خوانیم: «حب الدنیا یفسد العقل، و یصم القلب عن سماع الحکمة و یوجب الیم العقاب؛ دنیاپرستی خرد را فاسد می کند و گوش قلب را از شنیدن سخنان حکمت آمیز ناشنوا می سازد و سبب عذاب دردناک (در دنیا و آخرت) می شود». [۲۰]

۹) در حدیث دیگری در بیان آثار زیانبار دنیاپرستی از پیامبر اکرم(ص) چنین آمده است: «ان الدنیا مشغلة للقلوب و الابدان؛ دنیاپرستی هم فکر انسان را به خود مشغول می دارد و هم بدنها را(نه آرامش فکر می گذارد و نه آسودگی جسم)»! [۲۱]

۱۰) این سخن را با حدیث پرمعنی دیگری از رسول خدا(ص) پایان می دهیم، فرمود: «انه ما سکن حب الدنیا قلب عبد الا التاط بثلاث: شغل لاینفد عناوئه، و فقر لایدرک غناه، و امل لاینال منتهاه؛ دنیاپرستی در هیچ دلی ساکن نمی شود مگر اینکه او را به سه چیز آلوده می کند، گرفتاری مستمری را که هرگز خستگی آن پایان نمی گیرد و احساس فقر و بینوایی که هرگز به غنا نمی رسد و آرزوی درازی که هیچگاه پایان نمی گیرد»! [۲۲]

دنیای مطلوب و دنیای مذموم

بارها گفته ایم حب دنیا در این بحث ها چیزی مساوی دنیاپرستی است نه بهره گیری معقول از مواهب مادی در طریق وصول به معنویت که اگر چنین باشد حب دنیا نیست، بلکه حب آخرت است و به تعبیر دیگر بسیاری از برنامه های معنوی بدون امکانات مادی میسر نیست و در واقع امکانات مادی از قبیل مقدمه واجب است که انسان اگر آن را به نیت مقدمه واجب بجا آورد نه تنها عیبی ندارد بلکه مشمول ثواب الهی نیز می شود.

به همین دلیل در آیات فراوانی از قرآن مجید تعبیرات مثبتی در باره مواهب دنیا دیده می شود:

۱) از جمله در آیه وصیت، از مال دنیا تعبیر به «خیر»(خیر مطلق) شده است، می فرماید: «کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت اغ ن ترک خیرا الوصیة للوالدین و الاقربین بالمعروف...؛ بر شما نوشته شده: هنگامی که یکی از شما مرگش فرارسد، اگر «خیری»(مالی و ثروتی) از خود به جای گذارده برای پدر و مادر و نزدیکانش به طور شایسته وصیت کند!». [۲۳]

۲) در جای دیگر از آن تعبیر به «برکات آسمان و زمین» نموده که درهای آن به روی پرهیزکاران گشوده می شود: «و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض...؛ اگر اهل شهر و آبادیها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند برکات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم». [۲۴]

۳) در جای دیگر از مال و ثروت تعبیر به «فضل الله» شده است، در سوره جمعه می خوانیم: «فاذا قضیت الصلوة فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله...؛ هنگامی که نماز(جمعه) پایان گرفت(ممنوع بودن معامله پایان می یابد و شما آزادید) در زمین پراکنده شوید و از فضل الهی بهره بگیرید». [۲۵]

۴) در جای دیگر افزایش منابع مالی را به عنوان «پاداشی در برابر توبه از گناه و روی آوردن به سوی خدا» می شمرد، چنانکه در داستان نوح(ع) می خوانیم: «یرسل السماء علیکم مدرارا * و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا؛ من به آنها(مشرکان) گفتم از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است تا بارانهای پر برکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان (نیروی مالی و انسانی) امداد و یاری کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیار شما قرار دهد». [۲۶]

در جای دیگر منابع مالی را وسیله قوام زندگی شمرده و تاکید می کند آن را به دست افراد بی کفایت و نادان قرار ندهید و از آن به خوبی نگهداری کنید: «و لاتؤتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاما؛ اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام زندگی شما قرار داده به دست سفیهان نسپارید»! [۲۷]

۵) در جای دیگر به مجاهدان راه خدا وعده غنایم جنگی می دهد و آن را پاداش الهی می شمرد، می فرماید: «وعدکم الله مغانم کثیرة تاخذونها فعجل لکم هذه...؛ خداوند به شما غنایم فراوانی وعده داده بود که آنها را به دست می آورید، این(موهبت) را در اختیار شما قرار داد». [۲۸]

۶) در بخش دیگر از آیات از نعمت های مادی دنیا تعبیر به «طیبات» شده است، در سوره اعراف آیه ۳۲ می خوانیم: «قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق...؛ بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزی های پاکیزه را حرام کرده است»؟!

در جای دیگر می فرماید: «و اذکروا اذ انتم قلیل مستضعفون فی الارض تخافون ان یتخطفکم الناس ف آواکم و ایدکم بنصره و رزقکم من الطیبات لعلکم تشکرون؛ به خاطر بیاورید هنگامی را که شما گروهی اندک و ضعیف در روی زمین بودید، آنچنان که می ترسیدید مردم شما را بربایند! ولی او شما را پناه داد و با یاری خود تقویت کرد و از روزی های پاکیزه(طیبات) بهره مند ساخت شاید شکر نعمتش را بجا آورید». [۲۹]

از این تعبیرات پرمعنی و مانند آن که در قرآن وارد شده به خوبی استفاده می شود که مواهب مادی دنیا در شرایط معقول، نه تنها نامطلوب و آلوده نیست بلکه پاک و پاکیزه و مایه پاکی و پاکیزگی انسانهاست!

۷) در بعضی دیگر از آیات، تعبیراتی دیده می شود که نشان می دهد امکانات مادی علاوه بر اینکه فضل الهی است می تواند سبب قرار گرفتن انسان در زمره صالحان شود، همان گونه که در آیه ۷۵ توبه می خوانیم: «و منهم من عاهد الله لئن آتانا من فضله لنصدقن و لنکونن من الصالحین؛ گروهی از آنها کسانی هستند که با خدا پیمان بسته اند که اگر خداوند ما را از فضل خود روزی دهد قطعا صدقه خواهیم داد و از صالحان خواهیم بود»!

این آیه مخصوصا با توجه به شان نزولش که در باره یکی از انصار به نام ثعلبة بن حاطب نازل شد که از پیامبر(ص) درخواست کرد دعا کند خدا مال فراوانی به او دهد تا از آن در راه کمک به نیازمندان و رسیدن به مقام صالحان و شاکران بهره گیرد و پیامبر(ص) با روحیه ای که در او سراغ داشت برای او دعا نکرد و پس از اصرار دعا فرمود، به خوبی نشان می دهد که امکانات مادی می تواند وسیله ای برای سعادت و خوشبختی انسانها و وصول آنان به درجه صالحان و مقربان گردد.

از مجموع عناوین هفتگانه ای که در آیات بالا آمد به خوبی می توان نتیجه گرفت که نعمت های مادی دنیا ذاتا مذموم و منفور و زشت و پلید نیستند، بلکه تابع چگونگی بهره گیری از آنهاست که به آنها این شکل را می دهد، اگر از آنها به طور صحیح بهره گیری شود، چهره ای محبوب و مطلوب و زیبا و جالب و پاک و پاکیزه دارد، در غیر این صورت منفورند.

شاهد این سخن روایات متعددی است که در کتاب وسائل در باب «استحباب الاستعانة بالدنیا علی الآخرة» [۳۰] آمده است.

مرحوم شیخ حر عاملی در این باب یازده روایت نقل می کند که همه آنها شاهد بر این است که می توان از مواهب مادی برای سعادت جاویدان بهره گرفت، از جمله در حدیثی از رسول خدا نقل شده که فرمود: «نعم العون علی تقوی الله الغنی؛ «بهترین کمک برای به دست آوردن تقوای الهی، غنا و بی نیازی است...». [۳۱]

در حدیث دیگری در همان باب از امام صادق(ع) می خوانیم که فرمود: «غنا یحجزک عن الظلم خیر من فقر یحملک علی الاثم؛ آن غنا و بی نیازی که تو را از ستم در باره دیگران بازدارد، بهتر از فقری است که تو را وادار به گناه کند»!

و در حدیث دیگری آمده است که یکی از یاران معروف امام صادق(ع) نقل می کند که در حضور آن حضرت بود که مردی(از روی تاسف و تاثر) عرض کرد: «به خدا سوگند ما طالب دنیا هستیم و دوست داریم دنیا عائد ما شود»! امام فرمود: «تحب ان تصنع بها ماذا؟!؛ تو این دنیا را برای چه می خواهی؟» عرض کرد: «اعود بها علی نفسی و عیالی، و اصل بها، و اتصدق بها، و احج و اعتمر؛ می خواهم به وسیله آن زندگی خود و خانواده ام(آبرومندانه) تامین کنم و با آن صله رحم بجا آوردم و برای خدا صدقه بدهم و حج و عمره بجا آورم.» امام فرمود: «لیس هذا طلب الدنیا هذا طلب الآخرة؛ این طلب دنیا نیست، این طلب آخرت است»! [۳۲]

این سخن را با کلام امیرمؤمنان علی(ع) در خطبه ۲۰۹ نهج البلاغه پایان می بریم: هنگامی که امام با جمعی از یارانش برای عیادت «علاء بن زیاد حارثی» که از شخصیت های معروف بصره و از یاران علی(ع) بود، وارد خانه او شد و خانه وسیع و گسترده او را دید، به او فرمود: «ما کنت تصنع بسعة هذه الدار فی الدنیا و انت الیها فی الآخرة کنت احوج؛ با این خانه چنین وسیعی در دنیا چه می کنی؟(و برای چه می خواهی؟) در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری»!

سپس امام(ع) سخن انتقاد آمیزش را با این جمله تکمیل فرمود: «و بلی ان شئت بلغت بها الآخرة تقری فیها الضیف، و تصل فیها الرحم، و تطلع منها الحقوق مطالعها، فاذا انت قد بلغت بها الآخرة؛ آری اگر بخواهی با همین خانه وسیع می توانی به آخرت برسی(و سرای دیگرت را آباد کنی) از میهمانان در آن پذیرایی کنی و در آن صله رحم بجای آوری و حقوق واجب آن را ادا کنی، با این حال به وسیله این خانه به آخرت رسیده ای»! [۳۳]

نتیجه اینکه: هرگاه مواهب مادی دنیا ابزاری برای وصول به آخرت و کمک به نیازمندان و حمایت از ضعفا و ترویج و تحکیم پایه های حق و عدالت باشد، چیزی بهتر از آن نیست و اگر در مسیر گناه و حرص و جمع مال بدون ملاحظه حلال و حرام مصرف گردد چیزی بدتر از آن نیست، آری این گونه دنیاپرستان مجموعه ای از صفات زشت و رذیله را در درون خود گردآوری می کنند.

یکی از یاران معروف امام علی بن موسی الرضا(ع) به نام محمد بن اسماعیل بن بزیع می گوید: از آن حضرت شنیدم می فرمود: «لایجتمع المال الا بخصال خمس ببخل شدید و امل طویل و حرص غالب و قطیعة الرحم و ایثار الدنیا علی الآخرة؛ اموال دنیا در یک جا جمع نمی شود، مگر(به کمک) پنج چیز: بخل شدید، آرزوهای دور و دراز، حرص غالب، قطع رحم و مقدم داشتن دنیا بر آخرت»! [۳۴]

آیت الله مکارم شیرازی

پی‏نوشتها:

[۱]. انعام، ۳۲.

[۲]. حدید، ۲۰.

[۳]. آل‏عمران، ۱۸۵.

[۴]. لقمان،۳۳.

[۵]. روم،۷.

[۶]. توبه، ۳۸.

[۷]. نساء، ۹۴.

[۸]. انفال،۶۷.

[۹]. کهف،۴۶ و ۲۸.

[۱۰]. هود، ۱۵.

[۱۱]. احزاب، ۲۸.

[۱۲]. نمل، ۲۴.

[۱۳]. بحارالانوار، جلد ۵۴، صفحه ۳۵۶.

[۱۴]. کنزالعمال، حدیث ۶۰۷۴(جلد۳، صفحه ۱۸۴).

[۱۵]. غررالحکم، شماره ۴۸۷۰.

[۱۶]. غررالحکم، شماره ۳۵۱۸.

[۱۷]. بحارالانوار، جلد ۷۰، صفحه ۶۰.

[۱۸]. اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۳۰، باب «حب الدنیا»، حدیث ۱۱.

[۱۹]. اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۳۶.

[۲۰]. غررالحکم شرح فارسی، جلد ۳، صفحه ۳۹۷، شماره ۴۸۷۸.

[۲۱]. بحارالانوار، جلد ۷۴، صفحه ۸۱.

[۲۲]. بحارالانوار، جلد ۷۴، صفحه ۱۸۸.

[۲۳]. بقره، ۱۸۰.

[۲۴]. اعراف،۹۶.

[۲۵]. جمعه، ۱۰.

[۲۶]. نوح، ۱۲ تا ۱۱.

[۲۷]. نساء، ۵.

[۲۸]. فتح، ۲۰.

[۲۹]. انفال،۲۶.

[۳۰]. جلد ۱۲، صفحه ۱۸ تا ۱۶.

[۳۱]. وسائل الشیعه، جلد ۱۲، صفحه ۱۶.

[۳۲]. وسائل الشیعه، جلد ۱۲، صفحه ۱۹، باب استحباب جمع المال من حلال...، حدیث ۳.

[۳۳]. نهج البلاغه، خطبه ۲۰۹.

[۳۴]. وسائل الشیعه، جلد ۱۲، صفحه ۱۹، حدیث ۴.



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است سه شنبه بیست و ششم خرداد 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

روشهای تبلیغی حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم برای دعوت به اسلام  

رسول خدا
مردم را چگونه به اسلام دعوت مى فرمود؟
پاسخ:
با نگاهى به سه آيه ذيل، شيوه تبليغى رسول خدا
را مى توان تصوير كرد:
1. (فَبِما رَحمَة مِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُم ولَو كُنتَ فَظـًّا غَليظَ القَلبِ لاَنفَضّوا مِن حَولِكَ فَاعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم وشاوِرهُم فِى الاَمرِ؛[1]به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [= مردم] نرم (و مهربان) شدى؛ و اگر خشن و سنگ دل بودى، از اطراف تو پراكنده مى شدند. پس آن ها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب؛ و در كارها، با آنان مشورت كن.)
2. (لَقَد جائَكُم رَسولٌ مِن اَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَئوفٌ رَحيم؛[2]بيقين، رسولى از خود شما به سويتان آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است، و اصرار بر هدايت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است.)
3. (اُدعُ اِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ والمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ و جادِلهُم بِالَّتى هِىَ اَحسَنُ ... ؛[3]با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى كه نيكوتر است استدلال و مناظره كن...)
از اين سه آيه و ديگر آياتى كه به توصيف حالات پيامبر
پرداخته اند، مى توان نتيجه گرفت كه تبليغ پيامبر مهربانانه، خيرخواهانه، آگاهانه، آميخته به ادب و احترام منطقى، و از سر دل سوزى و شفقت بوده است.

[1]. آل عمران/159.
[2]. توبه/128.
[3]. نحل/125.

  « دل در گرو خوبی ها »

حضرت رسول اکرم :  
إنَّ اللّهَ جَبَلَ قُلوبَ عِبادِهِ عَلى حُبِّ مَن أحسَنَ إلَيها، وبُغضِ مَن أساءَ إلَيها؛ تحف العقول، ح۵۳
 خداوند دلهاى بندگانش را بر اين سرشته است كه هر كه به آنها خوبى كند، دوستش بدارند و هر كه به آنها بدى كند، دشمنش بدارند.



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

 دوباره مژده رسید که باغ معطرشد

 رسید بلبل و گل ها زشبنمان ترشد

اعیاد شعبانیه بر همه مشتاقان ظهور خاصه زمینه سازان مبارک

 دستها را بالا کنیم         راه ظهورش وا کنیم

شیرینی های بعد از ظهور 

وارث پیامبر رحمت

مهدی موعود(عجل الله فرجه الشریف) آخرین امام و واپسین معصوم از سلاله پاک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و تحقق بخش ایده آل همه پیامبران و امامان, تشکیل دهنده ی حکومت عدل اسلامی و مجری نقشه های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در صحنه گیتی است. او مانند جدش حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم «رحمة للعالمین» و مهر بر جهانیان است و هنگام ظهور، پرچم و نشانه پیامبر با اوست, پیراهن وی بر تن و شمشیر آن حضرت را در دست دارد و نشانه های ظاهری و باطنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در او نمایان است. [1]

او بدعت هایی را که در دین خدا, گذاشته شده از بین می برد و از حیثیت و اصالت اسلام در برابر توطئه های فکری و علمی دشمنان و تحریفات دوست نمایان, دفاع می نماید و تعالیم عالیه اسلام را همان گونه که صادر شده, ظاهر می سازد و معلوم است که چنین برنامه ای کاملا برای مردم تازگی دارد

از روایات و قرائن مختلف, ثابت می شود که روش حکومتی حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) به طور دقیق همان روش حکومتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم, امام علی علیه السلام و دیگر امامان علیهم السلام است.

البته نباید از نگاه دور داشت که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه علیهم السلام به جهت محدودیت ها و موانع تحمیل شده ی فراوان, نتوانستند تمام اهداف خود را تحقق بخشند. آن گونه که از سخنان نورانی معصومین علیهم السلام استفاده می شود: تمام محدودیت ها و موانع که تا آن زمان از برپایی حکومتی جامع و جهانی جلوگیری می کرده است, از سر راه امام مهدی(عجل الله فرجه الشریف) برداشته می شود و آن حضرت اهداف معصومین علیهم السلام را تحقق خواهد بخشید. [2]

 

تجدید بنای اسلام ناب محمدی

نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در تبیین سیرت و روش کلی حضرت ولی عصر(عجل الله فرجه الشریف) این گونه فرموده اند:

1-  «مردی از اهل بیت من قیام می کند و به سنت و روش من عمل می نماید».[3]

2-  «قائم (عجل الله فرجه الشریف) از فرزندان من, همنام و هم کنیه من است, خوی او خوی من و سیرت او سیرت من می باشد, مردم را بر طاعت دین من وادار می نماید و آنان را به سوی کتاب خدا (قرآن) فرا می خواند».[4]

3-  «دوازدهمی از فرزندانم بطوری غائب می شود که اصلا دیده نمی شود, زمانی خواهد آمد که از اسلام جز اسمی و از قرآن جز اثری باقی نمی ماند, در آن هنگام به وی اجازه قیام می دهد و به وسیله او اسلام را تقویت نموده و از نو تجدیدش می کند. [5]

همچنین از محمد بن مسلم گوید؛ از امام باقر علیه السلام در خصوص قائم (عجل الله فرجه الشریف) سوال نمودم که هنگامی که قیام کند, به کدام روش با مردم رفتار می کند؟ ایشان فرمودند: «به سیره و روش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم؛ تا اسلام را آشکار کند». پرسیدم: «روش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم چه بود؟» ایشان فرمودند: «آنچه در جاهلیت بود را از بین برد و مردم را به عدل و انصاف فرا خواند و قائم (عجل الله فرجه الشریف) نیز این گونه است». [6]

عبدالله بن عطاء گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: هنگامی که قائم (عجل الله فرجه الشریف) قیام کند, به کدام روش در میان مردم رفتار خواهد کرد؟ آن حضرت فرمودند: «آنچه را [از بدعت ها و پیرایه] پیش از او بوده, از اساس ویران خواهد کرد, چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عمل کرد, و او اسلام را از نو آغاز خواهد فرمود».[7]

آنگونه که از سخنان نورانی معصومین علیهم السلام استفاده می شود: تمام محدودیت ها و موانع که تا آن زمان از برپایی حکومتی جامع و جهانی جلوگیری می کرده است, از سر راه امام مهدی (عجل الله فرجه الشریف) برداشته می شود و آن حضرت اهداف معصومین علیهم السلام را تحقق خواهد بخشید

اصلی ترین برنامه دولت مهدوی

این احادیث به روشنی بر این مطلب دلالت دارند که, سیرت حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) عین سیرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده و برنامه دولتش, ترویج اسلام و تجدید عظمت قرآن است. او بدعت هایی را که در دین خدا, گذاشته شده از بین می برد و از حیثیت و اصالت اسلام در برابر توطئه های فکری و علمی دشمنان و تحریفات دوست نمایان, دفاع می نماید و تعالیم عالیه اسلام را همانگونه که صادر شده, ظاهر می سازد و معلوم است که چنین برنامه ای کاملا برای مردم تازگی دارد.[8]

 

پی نوشت:

1. داود الهامی/ علی اکبر مهدی پور, او خواهد آمد, قم, نشر مرتضی, چاپ هشتم, ص142

2. سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, صص277-278

3. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج51, ص82

4. طبرسى، فضل بن حسن, إعلام الورى، تهران، دار الكتب الإسلامیة, ص425 ونیز: مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج51, ص73

5. مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج36, ص 284

6. شیخ طوسى، التهذیب‏الاحكام، تهران، دار الكتب الإسلامیه، 1365ش, ج6, ص154, ح1

7. النعمانى، محمد بن ابراهیم, الغیبة، تهران، مكتبة الصدوق، 1397ق, ص232, ح17 و نیز: مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج52, ص354, ح112

8. او خواهد آمد, پیشین, صص 143-



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است پنج شنبه هفتم خرداد 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

جهاد با نفس

اینکه همه ما می بینیم امام جمله اي می گوید، تمام مردم تحت تأثیر قرار می گیرند و با یک حرکت امام، تمام مردم به

خیابان ها می ریزند. وقتی می گوید: از خانه بیرون نیایید، همه در خانه ها می مانند. وقتی می گوید: به جبهه بروید، همه به

جبهه می روند، به این خاطر است که امام در جوانی و حتی پیش از اینکه مرجع تقلید بشود، مسائل نفسانی خود را به

بهترین وجه حل کرد. ایشان خودساخته بود و در این راه، تلاش زیادي هم کرده بود. در عرفان عملی نیز هیچ کس در ایران،

همانند امام نبوده است، درزمینه هایی چون: مناجات و نمازهاي نیمه شب، تضرع شبانه، برخورد با مردم محروم، دست گیري

از نیازمندان، ایستادگی در برابر ظالمان و... .

امام خودساخته بود و همه اینها مجموعه اي بود و آن مجموعه، امام بود.

پیام متن:

1. تأثیرنماز و برنامه هاي تربیتی دیگر، دربزرگ جلوه دادن مؤمن در برابر دیگران.

عبادت و بندگی

درباره مسائل عبادي، ایشان هر روز ده جزء قرآن قرائت می کرد و در هر سه روز، یک بار قرآن را کامل می خواند. در ماه

رمضان برادران خوشحال بودند که دو بار کامل قرآن را خوانده اند، ولی بعد می فهمیدند که امام ده تا یازده دوره قرآن را

خوانده است. احمد آقا می گفت:شبی در ماه رمضان من پشت بام خوابیده بودم. خانه ایشان، یک خانه کوچک 45 متري بود.

بلند شدم دیدم که صدا می آید و بعد متوجه شدم که آقاست که در تاریکی در حال نماز خواندن است و دست هایش را به

طرف آسمان دراز کرده و گریه می کند. برنامه عبادي ایشان، این بود که شب تا صبح در ماه مبارك رمضان ، نماز و دعا

می خواند و بعد ازنماز صبح و مقداري استراحت، صبح زود براي کارهایش آماده بود.

پیام متن:

1. ارزش و جایگاه قرائت قرآن و نماز شب از دیدگاه عملی حضرت امام.

حق نماز

درس دیگري که می توانیم از زندگی امام بیاموزیم این است که در فاصله بعد از نماز ظهر و عصر که براي صرف نهار

22

می آمد، اگر در این مدت کوتاه چند دقیقه اي فرصت می شد، قرآن می خواند. با اینکه گاهی این زمان، کمتر از دو دقیقه

بود، ولی ایشان نمی گذاشت که حتی چند دقیقه از عمر او بیهوده بگذرد. هنگامی که خبرنگارها براي مصاحبه می آمدند،

تازمانی که وسایل شان را بچینند، وقت خود را از دست نمی داد و به کاري می پرداخت. امام با این رفتارها به ما می آموزد

که در هیچ لحظه اي مبادا اصل و مبدأ را فراموش کنید.

دقت و نظم امام در رابطه با وقت نماز و درك حقیقی نماز آن قدر چشم گیر بود که پلیس هاي فرانسه از زمان رفت و آمد

امام براي نماز، ساعت شان را تنظیم می کردند. شاید این دقت در وقت نماز، براي بیشتر مردم درك نشود. با این حال وقتی

انسان به این درجه، یعنی به نظاره گري در آسمان و زمین می رسد، این امر برایش طبیعی است. وقتی به نماز می ایستاد،

حس می کردیم که تمام وجودشان نماز می خواند.

همیشه وقتی چند نفر از برادرها براي حفاظت ایشان می ایستادند، امام می فرمود: احتیاجی نیست، در ساعت نماز، باید نماز

خواند.

مطلب پندآموز دیگر، خاطره روزي است که رئیس پلیس نوفل لوشاتو، عکسی از امام را که در حال قنوت بود، آورد که

ایشان امضا کنند. امام عکس را گرفت و امضا کرد. وقتی به امضا توجه کردم، دیدم مثل دیگر امضاهایش نیست و اسم شان

را ننوشته اند. عرض کردم: مثل اینکه امضاي شما، مثل بقیه امضاها نیست. امام فرمود: چون مسیحی هستند و رعایت وضو را

نمی کنند، اسم روح اللّه را ننوشتم، مبادا دست شان مسح کند. این همه دقت براي اینکه مبادا یک گناهی انجام شود که ایشان

هم مثلاً در بی احتیاطی شریک باشد، واقعا آموزنده است؛ اینها به ما چگونه زیستن را می آموزد.

پیام متن:

1. ارتباط دائمی امام با مبدأ جهان هستی، به وسلیه ذکر دائم؛

2. توجه ظریفانه امام به احکام و مسائل فقهی.

شب زنده داري

یکی از استادان قم نقل می کرد که شبی قبل از تبعید و زندان حضرت امام خمینی رحمه الله در قم مهمان حاج آقا مصطفی

بودم. البته حاج آقا مصطفی نیز منزل آقا بودند و خانه جداگانه اي نداشتند. گفت نصف شب از خواب پریدم و دیدم که

صداي آه و ناله در خانه بلند است و نگران شدم که چه اتفاقی افتاده است. حاج آقا مصطفی را که پهلویم خوابیده بود، بیدار

کردم و گفتم: بلند شو ببین در خانه تان چه خبر است؟ مرحوم حاج آقا مصطفی بلند شد و نشست و گوش داد و دوباره

خوابید و گفت: آقاست مشغول تهجد است، مشغول عبادت است.

زمانی که ایشان را از تهران به قم در شب 16 فروردین 1343 منتقل کردند، ساعت 10 بود که به قم رسیدند. موج جمعیت و

12 شب ازدحام در منزل ایشان / هجوم اهالی قم به طرف ایشان، بیش از این است که بتوان آن را وصف کرد. تا ساعت 5

23

ادامه داشت. با چه وضعی مردم را قانع کردند که آنجا را ترك کنند. بعد از آنکه مردم پراکنده شدند، آنهایی که آن شب در

خدمت ایشان بودند و آنجا خوابیده بودند، گفتند: آقا دو ساعتی استراحت کرد و بعد بلند شد و مشغول تهجد شد. این

مطلب را آنهایی که از نزدیک با ایشان ارتباط داشتند، بارها گفته اند که شاید بیش از 50 سال است که فجري طالع نشده

است که چشم امام در خواب بوده باشد.

پیام متن:

1. دائم التهجد بودن حضرت امام و نهادینه شدن این امر در بیت ایشان.

تهجد و کرامت

مسافرت هاي بسیاري با ایشان کردیم و خدا می داند در مسافرت مشهد یک اخلاق پدرانه اي نسبت به ما مبذول داشتند که

هر وقت یادمان می آید، شرمنده آن روزگارهایی هستیم که در خدمت شان به ارض مقدس مشرف بودیم. در آن زمان

قسمت هایی از ایران زیر نظر دولت هاي شوروي و آمریکا و انگلیس بود. وقتی از ارض اقدس برمی گشتیم، در بین راه

روس ها براي بازرسی جلوي ماشین ما را گرفتند. همگی پیاده شدیم و چون امام از اول تکلیف، مراقب تهجد نماز شب بود

و این عمل صددرصد از ایشان ترك نشده بود، بعد از پیاده شدن خواست که نماز شب بخواند. آنجا هم وسط بیابان بود و

آبی وجود نداشت.

یک وقت نگاه کردیم، دیدیم که آبی جاري شد، ایشان آستین بالا زد و وضو گرفت. به هر حال ما در آن سفر یک چنین

کرامتی از ایشان دیدیم.

پیام متن:

1. تأثیر تهجد و شب زنده داري درطهارت نفس و مورد توجه بودن انسان در پیشگاه خداوند.

اهمیت نماز اول وقت

روزي که شاه فرارکرد، تمام نمایندگان رسانه هاي گروهی دنیا، در نوفل لوشاتو با حضرت امام رحمه الله برنامه مصاحبه

داشتند. شاید 150 شبکه تلویزیونی در سراسر دنیا به طور مستقیم این برنامه را پخش می کردند. زیرا یکی از بزرگ ترین

رویدادهاي تاریخی انقلاب به وقوع پیوست. همه می خواستند نظر امام را بدانند. ایشان چند دقیقه صحبت کرد. بعد، از من

در آن لحظه، ایشان موضوع به «. والسلام علیکم و رحمۀ اللّه » : پرسید ظهرشده است؟ گفتم: همین الأن ظهر شد. امام گفت

آن مهمی را به خاطراقامه نماز در اول وقت، رها کرد. در شرایطی که رسانه هاي بیگانه براي میلیون ها بیننده خود، در حال

ارسال خبر و مصاحبه بودند، امام اقامه نماز در اول وقت را بر ادامه مصاحبه ترجیح داد.

پیام متن:

24

1. اهتمام به نماز و به جا آوردن آن در فضیلت اول وقت؛

2. در تزاحم بین نماز و کارهاي دیگر، نماز از همه مهم تر است.__



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه چهارم خرداد 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

 

پا به پای مقام معظم  رهبری

جدیت و تلاش در جوانی
در دوران جوانی (هجده سالگی) زمانی که خدمت پدر بزرگوار مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید جواد خامنه ای می رسیدم، از من موقعیت درسی ام را سؤال می کرد و سپس مکررا تاکید می کرد: که آقا سید حسین، خوب درست را بخوان و مثال می زد و می فرمود: ببین! آقا سید علی به زودی به مقام اجتهاد می رسد. از چیزهایی که به یاد دارم این است که مرحوم آقا سید هاشم میردامادی - پدربزرگ مادری مقام معظم رهبری - و مرحوم پدر مقام معظم رهبری عنایت خاصی به آقا داشتند و بارها شنیدم که می فرمودند: علی آقا آینده خوبی دارد; چرا که خیلی کنجکاو و پی گیر درس است، به استاد زیاد اشکال می کند و به مباحثه کردن علاقه دارد. تکیه کلام پدر مقام معظم رهبری این بود که (به زبان ترکی) می فرمود: علی پسرم! علی پسرم!
آقای سید حسین میردامادی (دایی مقام معظم رهبری - مشهد)

تقدیم هدایای ریاست جمهوری به موزه
مقام معظم رهبری - در زمان ریاست جمهوری - سفرهای خارجی زیادی داشتند. در این سفرها هدایای زیادی به شخص ایشان می دادند. حتی در سفری که به یوگسلاوی داشتند، کلید طلایی کشور را به آقا دادند، ولی مقام معظم رهبری در هیچ یک از این هدایا تصرف نکردند و بعد از پایان دوره ریاست جمهوری، دستور فرمودند هدایا را در موزه نگه دارند و همه آنها را متعلق به کشور بدانند.
حجة الاسلام و المسلمین ابوترابی (عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی رحمة الله علیه قم)
تسلیم در برابر وظیفه
یکی دو ماه پس از انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان ولی امر مسلمین، بنده به دیدارشان رفته، عرض کردم: چطور شد که حضرتعالی به عنوان رهبر انقلاب انتخاب شدید؟! مقام معظم رهبری فرمودند: روزی که مجلس خبرگان درباره جانشین حضرت امام رحمه الله بحث می کرد، اصلا فکر نمی کردم که خبرگان چنین تصمیمی بگیرند. از نیمه اول اجلاس - صبح تا ظهر - این طور متوجه شدم که ممکن است نام بنده مطرح شود، لذا ظهر که به منزل آمدم، دو رکعت نماز خوانده، با حالت استغاثه و ناله و زاری، از خداوند درخواست کردم که این مسئولیت را روی دوش من قرار ندهد. من کمتر یاد دارم برای یک تقاضا; چنین استغاثه و تضرع به درگاه خداوند کرده باشم. با تمام وجود از خدا خواستم که این مسئولیت بر عهده من قرار نگیرد.
عصر آن روز، مجلس خبرگان به خواست من اصلا توجه نکرد و کار با آن کیفیت انجام شد. گرچه از صمیم قلب داوطلب این کار نبودم، ولی وقتی این مسئولیت به لحاظ شرعی و قانونی بر دوش من قرار گرفت، تصمیم گرفتم با تمام وجود به این وظیفه عمل کنم.
دکتر حداد عادل (نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی)
تسلط بر تاریخ ائمه علیهم السلام
تسلطی که مقام معظم رهبری به تاریخ ائمه دارند، بسیار دلنشین است. بنده سراغ ندارم کسی، این اندازه در زمینه تاریخ ائمه علیهم السلام مخصوصا ائمه ای مثل امام جواد، امام هادی، امام حسن عسکری علیهم السلام و به طور کلی ائمه بعد از امام رضا علیه السلام که متاسفانه کمتر به تاریخشان پرداخته شده است، کار کرده باشد. ایشان علیرغم اشتغالات فراوان به این مهم اهتمام دارند و باید اذعان داشت که در تجزیه و تحلیل تاریخ زندگانی این بزرگواران پیشتازند. در سخنرانیهایی که ایشان به مناسبتهایی دارند، تبحر و معرفت معظم له در مورد زندگی امیرالمؤمنین و سیره آن حضرت و تحلیلهای تاریخی در مورد ائمه صدر و هم چنین ائمه نزدیک به امام عصر علیه السلام به خوبی روشن و مشخص می شود.
حجة الاسلام والمسلمین دکتر احمدی (تهران)
تدبیر فرمانده کل قوا
در بحران جنگ خلیج فارس، مقام معظم رهبری ابلاغ فرمودند: واحدهای نظامی در منطقه جنوب و غرب گسترش پیدا کنند. ما جزء واحدهایی بودیم که در منطقه جنوب، حوالی پادگان حمید، اردو زده بودیم. این حرکت در پی همان فرمان بود، فرمانی که در آن آورده بودند: «به هیچ وجه، نباید پذیرفت که کسی حتی به اندازه یک وجب به خاک ما تجاوز کند.»این دستور قاطع فرماندهی کل قوا، همه ما را مصمم کرده بود که کوچک ترین رخنه و نفوذ را نپذیریم. ما هرچه در توان داشتیم، به میدان آوردیم و آماده مقابله احتمالی با دشمن شدیم. آمریکاییها تصمیم داشتند با تصویب مصوبه ای در کنگره خود، از خاک جمهوری اسلامی ایران برای حمله به عراق استفاده کنند. تدبیر فرمانده معظم کل قوا و در پی آن، حضور گسترده نیروها در مناطق غرب و جنوب، آمریکاییها را از تصمیمشان بازداشت.
سردار سرتیپ پاسدار علی فضلی
تاثیرگذاری معنوی بر سیاستمداران
خانم بی نظیر بوتو که خدمت مقام عظیم الشان ولایت آمده بود، ما نسبت به حجاب ایشان ایراد گرفتیم و حتی چادری برایشان پیدا کردیم و ایشان چادر به سر خدمت آقا رسید. آقا از همان اول در مقام نصیحت برآمدند و فرمودند: دخترم، تو فرزند اسلام هستی، تو فرزند امیرالمؤمنینی، تو فرزند اهل بیتی، تو فرزند قرآنی، تو مسلمانی، تو شیعه هستی.
همین طور آقا ادامه دادند و کاری کردند که خانم بی نظیر بوتو شروع به گریه و زاری کرد و در حالی که گریه می کرد، می گفت: یک خواهش دارم و آن اینکه روز قیامت مرا شفاعت کنید. آقا بلافاصله فرمودند: «شفاعت مخصوص محمد و آل محمد است. بهترین شفاعت در این دنیا این است که شما مشی و مرامتان را با اهل بیت علیهم السلام هماهنگ کنید. از زی خودتان که مسلمانید، دست برندارید و از لباس دین خارج نشوید.
حجة الاسلام والمسلمین موسوی کاشانی (از اعضای بیت - تهران)
تاثیر شخصیت مادر در فرزند
مادر مقام معظم رهبری که بانوی خوش اخلاق، مهربان و در عین حال شجاعی بودند، در زمان ریاست جمهوری فرزندشان گاهی با بعضی از مقامات استانی و کشوری تماس می گرفتند و از وضعیت موجود ابراز نگرانی و به نحوه عملکرد بعضی از مسئولین اعتراض می کردند و می گفتند: چرا به گرفتاریهای مردم رسیدگی نمی کنید؟
این بانوی بزرگوار بعد از رحلت پدر مقام معظم رهبری تنها بودند، و حتی مستخدم هم نداشتند. در اواخر عمرشان با اینکه مریض بودند، هیچ گونه امتیازی بر دیگران نداشتند.
 حاج سید حسین میردامادی (دایی مقام معظم رهبری - مشهد)

۱۴ سکه! برای مراسم عقد!
در محضر مقام معظم رهبری از مهریه صحبت به میان آمد، آقا فرمودند: اولا در مورد مهریه، هر چه مورد نظر دختر شما باشد، همان را مهریه قرار دهید، ولی من چون برای مردم خطبه عقد می خوانم و این سنت من بوده که دختر خانمی که مهریه اش بیش از ۱۴ سکه باشد صیغه عقدش را نمی خوانم، تا حالا هم این کار را نکرده ام; اگر بخواهید می توانید بیش از ۱۴ سکه هم قرار بدهید، ولی من صیغه عقد را نمی توانم بخوانم; بروید نزد آقای دیگری صیغه عقد را بخواند و از نظر من اشکالی ندارد.
دکتر غلامعلی حداد عادل (نماینده مجلس شورای اسلامی)
احسان به پدر و عنایت خدا
پدر مقام معظم رهبری یکی از ائمه جماعت مشهد بودند. ایشان به دلیل یک عارضه چشمی در معرض نابینایی قرار می گیرند و برای معالجه و درمان لازم بود به تهران منتقل شوند، در ضمن ایشان به یک پرستار نیاز داشتند، از طرفی این پدر و فرزندانش علاقه وافری نسبت به همدیگر ابراز می کردند; همانند انس و علاقه ما بین حضرت یعقوب و یوسف. در این شرایط مقام معظم رهبری مردد بودند که بمانند و درسشان را در قم ادامه بدهند یا اینکه از پیشرفت علمی خود صرف نظر کنند و پرستاری پدر را بر عهده گیرند.
این شبهه برای ایشان پیش می آید که شاید خدمت به پدر واجب تر باشد. با یکی از دوستانشان (که اهل معرفت بود) مشورت می کنند. او می گوید:
عقیده من این است که شما برای خدمت به پدر به مشهد بروید، خدا قم را به مشهد می آورد، یعنی آنچه خدا می خواهد در قم به شما بدهد در مشهد به شما می دهد.
این حرف به دل ایشان می نشیند، از تحصیل در قم و آن شرایط ممتازی که در قم پیش آمده بود صرف نظر می کنند و با پدر به مشهد برمی گردند.
آیت الله مصباح یزدی
اداره کشور با تکیه بر مولا
آقای سید حسن نصر الله (دبیر کل حزب الله لبنان) می گفت: یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بودیم. اوج سختی و تنگنایی ما بود و خیلی به حزب الله سخت می گذشت. کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود، همه توطئه ها شده بود که حزب الله را نابود کنند. موقعی که ما با رهبر معظم جهان اسلام دیدار داشتیم، ایشان به ما امید داد و فرمود: «شما پیروز می شوید، این چیزها زیاد مهم نیست.»
سپس اضافه کردند: من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود، به دوستان و اعوان و انصار می گویم که آماده شوید به جمکران برویم. راه قم را پیش می گیریم و راهی مسجد جمکران می شویم، بعد از راز و نیاز با آقا، من احساس می کنم همانجا دستی از غیب مرا راهنمائی می کند و من در آنجا به تصمیمی می رسم و مشکل بدین صورت حل می شود و همان تصمیم را عملی می کنم.»
حجة الاسلام والمسلمین کعبی (عضو مجلس خبرگان رهبری)
ارتباط عاطفی با خانواده شهدا
در دیداری که مقام معظم رهبری در مشهد با خانواده های شهدا داشتند، یک روز از خانواده ای دلجویی می کردند که چهار فرزندشان شهید شده بود. مقام معظم رهبری بعد از اینکه عکس شهیدان را برایشان آوردند، از اسامی همه اعضای خانواده سؤال فرمودند. بعد از معارفه، آقا افراد را با اسم کوچک صدا می زدند و هدایایی به آنها می دادند. در پایان، هدیه ای نیز به پدر و مادر شهید تقدیم نمودند. در این بین، یکی از برادران این شهدای بزرگوار که جانباز بود آمد و پس از دست بوسی - از روی شوق - شروع به گریه کرد. مقام معظم رهبری از او دلجویی کردند. پدر شهید گفت: آقا، برای همسر ایشان دعا کنید، چون بیمار است و دکترها پول کلانی برای مداوایش خواسته اند. مقام معظم رهبری فرمودند: هیچ ناراحتی ندارد، ان شاء الله مشکلش حل خواهد شد. فردای آن روز همسر این برادر به دستور ولی امر مسلمین در بیمارستان بستری و تحت معالجه قرار گرفت.
در پایان دیدار مجددا آقا افراد خانواده را به اسم صدا می زدند و به آنها شیرینی می دادند و به دست مبارکشان شیرینی در دهان بچه ها می گذاشتند.
آقای مجتبی سادات فاطمی (مشهد)
آزار و اذیتهای رژیم ستمشاهی
قبل از انقلاب روزی پیش از ظهر برای آوردن حضرت آیت الله خامنه ای برای اقامه نماز جماعت به مسجد کرامت، به منزلشان رفتم. فرزند آقا در حالی که رنگ پریده بود، در را باز کرد. در این هنگام متوجه شدم اسباب و وسایل منزل آقا به هم ریخته است. سؤال کردم: جریان چیست؟ او با همان زبان کودکانه گفت: صبح زود چند تا ژاندارم وارد منزلمان شدند و با سر و صدا، منزل و کتابخانه آقا را به هم ریختند و با زدن قنداق تفنگ به پاهای پدرم او را بردند.
آقای فتحعلیان (عضو هیئت امنای مسجد کرامت مشهد)
آشنایی با تاریخچه و رجال سیاسی کشورها
در اولین ملاقاتی که مقام معظم رهبری با کوفی عنان داشتند; در آغاز مذاکرات درباره تاریخچه کشور غنا و شخصیتهای بزرگ آن و موقعیت سیاسی و اجتماعی کشور غنا صحبت کردند. کوفی عنان بعد از ملاقات گفته بود:
من با اینکه اهل غنا هستم، درباره کشور خود به اندازه ایشان اطلاع ندارم. ایرانیها و مسلمانها باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند. ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند.
همچنین بعد از جلسه، کوفی عنان به خبرنگاران گفته بود: از همان ابتدای ملاقات، حضرت آیت آلله خامنه ای قلب مرا تسخیر کردند.
حجة الاسلام پاینده (از اساتید دانشگاه)
 اطلاع از واقعیات جامعه
مقام معظم رهبری درباره تورم و گرانی از مسئولانی انتقاد می کردند، در مقابل، مسئولینی مدعی بودند که گزارشهای نادرست محضر ایشان ارائه می کنند. معظم له با اطمینان پاسخ می دادند که اینها گزارشهای دیگران نیست، محصول ارتباط من با جامعه و مردم است.
اعضای خانواده من هر روز خودشان برای خرید مایحتاج روزمره از قبیل نان و. . . به کوچه و بازار مراجعه می کنند و با این واقعیات، مانوس و دست به گریبانند
آقای حسین صفار هرندی
اطلاعات از ۱۸ کانال
روزی در محضر مقام معظم رهبری بودم که یکی از علمای موجه به آقا گفتند: آقا این چه وضعی است؟ به فقرا رسیدگی نمی شود. آقا فرمودند: پیشنهاد شما چیست؟ آن شخص گفتند: من پیشنهاد می کنم که یک صندوق پیشنهادات راه بیندازید. آقا سر مبارکشان را پایین انداختند و فرمودند: من بیش از بیست سال تجربه مدیریتی در این کشور دارم، این کار جواب نمی دهد. سپس درباره مشکلاتی که این شخص از منطقه خودشان مطرح کرده بودند آقا اطلاعاتی را مطرح کردند و این شخص مبهوت مانده بود که مقام عظیم ولایت این اطلاعات را از کجا آورده اند. سپس آقا فرمودند: از هیجده کانال، اطلاعات به من می رسد و اطلاعاتی به من می رسد که مسئولین دفتر نیز از آن بی خبرند
حجة الاسلام والمسلمین کعبی (عضو مجلس خبرگان رهبری)
اعطای بینش
برای عقد دخترم خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم. قبل از عقد، مقام معظم رهبری زوجین را به لطافت و زیبایی نصیحت کردند. بعد از خواندن عقد، پدر داماد به آقا عرض کرد: اجازه می دهید داماد مدحی درباره امام عصر علیه السلام بخواند؟ آقا استقبال کردند. داماد چند دقیقه ای درباره امام زمان علیه السلام مداحی کرد و آقا او را تحسین فرمود.
آقای لاریجانی (ریاست محترم صدا و سیما) که در آنجا حضور داشت، رو به داماد کرد و به شوخی گفت: با صدای خوبی که داری، باید شما را دعوت کنیم تا در صدا و سیما بخوانی!
در این لحظه مقام معظم رهبری با قیافه ای جدی به آقای لاریجانی فرمودند:
طلبه های ما را از دست ما نگیر. سپس رو به داماد کردند و فرمودند: عزیزم خوب درس بخوان. مبادا این حرفها مسیرت را عوض کند و به جای درس دنبال این کارها بروی.
این نکته برای من خیلی جالب بود که گاهی یک شوخی ممکن است مسیر شخصی را عوض کند. بر این اساس مقام معظم رهبری داماد را متوجه ساختند که در موقعیت کنونی فقط باید درسهایش را خوب بخواند
حجة الاسلام والمسلمین دکتر آقاتهرانی (عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی رحمه الله - قم)
آقا دامادها و عروس خانمها
پس از اجرای صیغه عقد عده ای از جوانان توسط مقام معظم رهبری - که فرزند بنده نیز در جمع آنها بود - ایشان، عروس و دامادها را چنین نصیحت فرمودند:
«اگر شما یک جسم بی جانی را به منزل ببرید و بخواهید آن را به عنوان یک کالا نگهداری کنید، چندان به رسیدگی نیاز ندارد، شاید لازم باشد هر چند ماه یک بار گردگیری شود. اما اگر یک گلدان زنده را به منزل ببرید، باید هر روز به آن رسیدگی نمایید و از آن مراقبت کنید. در آب، نور و هوای آن دقت لازم را به کار برید.»
مقام معظم رهبری در ادامه فرمودند: «شما هم یک گل زنده را به منزل می برید و باید از آن به طور مرتب مراقبت کنید تا پژمرده نشود. عروس خانمها باید از دامادها مراقبت و پذیرایی کنند. آقا دامادها نیز باید مراقب عروس خانمها باشند و به آنها محبت نمایند.»
حجة الاسلام والمسلمین سید علی حسینی (تهران)

اگر این شهدا نبودند. . .
قرار بود مقام معظم رهبری در ساعت مشخصی به منزل یکی از علما تشریف بیاورند. پانزده دقیقه از وقت مقرر گذشت و آقا بعد از یک ربع تاخیر تشریف آوردند. آن شخص با کنایه به آقا گفتند: شما چند دقیقه ای تاخیر داشتید. آقا فرمودند: بله ما به دیدن خانواده شهدا که می رویم، معمولا اگر در یک کوچه چند خانواده شهید باشد، به همه آنها سر می زنیم، در کوچه ای که ما رفته بودیم، از قبل گفته بودند دو خانواده شهید حضور دارند، بعد معلوم شد خانواده شهید دیگری نیز حضور دارد، تاخیر ما به این علت بود.
این آقا باز درک نکرد و گفت: این کارها برای جذب قلوب بد نیست; یعنی شما این کار را برای جذب قلوب می کنید. مقام معظم رهبری با یک حالت جدی فرمودند: شما اسمش را هر چه می خواهید بگذارید، ولی آقای فلانی بدانید اگر این خانواده شهدا نبودند، اگر این خونهای پاک نبود، این عمامه بر سر بنده و جنابعالی نبود
حجة الاسلام آقای موسوی کاشانی (یکی از اعضای بیت - تهران)
الگوسازی
قبل از انقلاب در یکی از شبهای ماه مبارک رمضان، جلسه ای قرآنی با حضور حضرت آیت الله خامنه ای برگزار بود و جمع کثیری از مردم برای ملاقات آقا حضور پیدا کرده بودند. آقای سعید طوسی که در آن زمان پسر بچه ای بود، آیاتی از قرآن را تلاوت کرد. پس از تلاوت، آقا ایشان را صدا زدند و به روی دست، پسر بچه را بلند کردند و رو به جمعیت فرمودند: این پسر بچه را ببینید که چقدر خوب قرآن می خواند! از این فرزند یاد بگیرید و بروید قرآن را فرا گیرید. بعد مبلغی به عنوان هدیه به آقای طوسی دادند.
آقای سید مرتضی سادات فاطمی (از اساتید قرآن - مشهد)
الگویی شایسته
در عملیات بدر، در خط مقدم، من شاهد حضور فرزند عزیز مقام معظم رهبری، آقا مصطفی در کنار بسیجیان عارف بودم. در طول ۸ سال دفاع مقدس، بارها ایشان را در لشکرهای سید الشهداء علیه السلام و محمد رسول الله صلی الله علیه و آله دیده ام. این حضور شجاعانه فرزندان آقا در جبهه، نشان از تعهد مقام معظم رهبری و توجه ایشان به تربیت فرزندان دارد
سردارسرلشکر سید یحیی صفوی (فرمانده کل سپاه)
امدادرسانی به سیل زدگان
وقتی در ایرانشهر سیل آمد، خانه های بسیاری از مردم خراب شد. ما از طریق کرمان برای کمک رسانی به ایرانشهر رفتیم. وقتی به آنجا رسیدیم پرسیدیم: مسئولیت کارها را چه کسی به عهده دارد؟ گفتند: آن سیدی که داخل سیل است. نزدیکتر رفتیم، سید رشیدی (آیت الله خامنه ای) را دیدیم که یک کیسه آرد به دوش گرفته، پاچه های شلوارش را بالا زده است تا آب نگیرد و به کسانی که دچار سیل شده اند کمک می کند. پس از سلام و احوال پرسی، به او گفتم: چه چیز نیاز است؟ فرمودند: همه چیز نیاز است، ولی الان کمکهای نقدی بهتر است. سریع به رفسنجان آمدیم و در مساجد پول جمع کرده، به ایرانشهر برگشته و خدمت حضرت آیت الله خامنه ای رسیدیم. ایشان فرمودند: الان وقت خوبی است، آقایان همه جمع هستند، خوب است ببینیم با این پول چه کار کنیم تا بیشترین استفاده را برای سیل زده ها داشته باشد. هر کس پیشنهادی داد، در پایان ایشان فرمودند: به نظر می رسد برای هر یک از خانواده های سیل زده یک گوسفند پاکستانی که شیر فراوان می دهد وزاد و ولدش زیاد است بخریم تا بتوانند از پوست، گوشت، شیر و زاد و ولدشان استفاده کنند. این کار ارزشمندی بود که آن موقع برای سیل زده ها انجام شد
حجة الاسلام والمسلمین شیخ عباس پورمحمدی (قم)
حساسیت ویژه در مصرف بیت المال
یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد، آیت الله خامنه ای به وی نگاهی کرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کرده ام که با هم باشیم. آقا فرمودند: این غذا از بیت المال است، شما هم میهمان بیت المال هستید. برای بچه ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.
حضرت آیت الله جوادی آملی
برازندگی لباس نظامی
روزی در محضر مقام معظم رهبری بودم که فرمودند: من در زمان جنگ، همیشه با لباس نظامی در جبهه ها حاضر می شدم. اما تردید داشتم که آیا مصلحت همین است که من لباس پیغمبر صلی الله علیه و آله را کنار بگذارم و این لباس نظامی را بپوشم یا با همان لباس روحانی در جبهه ها حضور پیدا کنم؟!
یک روز پنجشنبه که از جبهه به منظور شرکت در نماز جمعه به تهران آمدم، برای دادن گزارش مستقیما از فرودگاه به جماران رفتم، امام رحمه الله در پشت پنجره ایستاده بودند. من مشغول باز کردن بند پوتینها شدم و این کار مدتی طول کشید. حضرت امام رحمه الله همچنان ایستاده بودند و با لبخندی، به دقت مرا نگاه می کردند. چون وارد اتاق شدم و دست امام را بوسیدم، ایشان دستی به شانه من زدند و فرمودند: زمانی پوشیدن لباس سربازی در عرف ما خلاف مروت بود، ولی الان می بینیم برازنده شماست!
با این کلام دلربای امام، تردید از دلم بیرون رفت و همیشه از پوشیدن لباس نظامی لذت می بردم!
حجة الاسلام ذوالنوری (فرمانده تیپ مستقل ۸۳ امام صادق علیه السلام)
برای تمرکز در نماز
گاهی حضرت آیت الله خامنه ای را زودتر از وقت اذان به مسجد برای اقامه نماز جماعت می آوردم، آقا می فرمود: برای من کمی نان و پنیر بیاور. روزی از روی کنجکاوی به مرحوم کرامت (بانی مسجد کرامت) گفتم: آقا مگر برای نهار به منزل بازنمی گردند که از من خوراکی طلب می کنند؟ مرحوم کرامت گفت: معده آقا در زندان بر اثر شکنجه آسیب دیده است و در طول روز گاهی معده ایشان درد می گیرد، لذا کمی خوراکی می خواهند تا برای مدت کوتاهی درد معده تسکین پیدا کند و بتوانند با تمرکز نماز ماعت بخوانند.
آقای فتحعلیان (عضو هیئت امنای مسجد کرامت - مشهد)

پایبندی به قانون
هنگامی که می خواهند مرقد مطهر حضرت امام رضا علیه السلام را غبارروبی کنند، خدام حرم دستمالهای سفیدی را، برای انجام عمل غبارروبی به افراد و شخصیتهای دعوت شده می دهند. این دستمالها با گلاب ناب آغشته شده اند. مقام معظم رهبری این دستمالها را می گیرند و پس از غبار روبی، به سر و صورت خود می کشند. در یکی از غبار روبیها به آقای طبسی فرمودند: آیا من می توانم این دستمال متبرک را برای خودم بردارم؟
با اینکه تولیت آستان قدس رضوی زیر نظر مقام عظیم الشان ولایت است، ولی از آنجا که آقای طبسی را تولیت آستان مقدس رضوی می دانند، خواستند با هماهنگی ایشان و پایبندی به قانون این کار را انجام دهند.
حجة الاسلام محمد علی حقانی (از اعضای بیت - تهران)

حضور قلب در نماز
موقعی که در ایرانشهر در محضر آیت الله خامنه ای در تبعید بودم، روزی عده ای از علما از قم برای ملاقات ایشان آمده بودند، وقت نماز همه برای اقامه نماز جماعت به امامت معظم له آماده شدند. همینطور که نماز جماعت بر پا بود، ناگهان بزغاله ای وارد اتاق شد و شروع کرد به این طرف و آن طرف پریدن و در آخر، سجاده یکی از نمازگزاران را برداشت و با خود برد.
چند نفر از نمازگزاران به کلی آرامش شان به هم خورد و خندیدند که یکی از آنها من بودم و از خنده ما دیگران نیز به غیر از حضرت آیت الله خامنه ای خندیدند. ولی آقا نمازشان را بدون هیچگونه حرکت اضافی به پایان رساندند. بعد از نماز از آقا پرسیدم که شما چطور توانستید نمازتان را ادامه دهید؟ آقا فرمودند: در مورد چی؟ عرض کردم: به خاطر بزغاله ای که وارد اتاق شده بود. آقا فرمودند: ذره ای از این جریان را متوجه نشدم.
حجة الاسلام والمسلمین راشد یزدی (مشهد)
رؤیای صادقانه
یک وقت بدون اطلاع وارد محله ای برای دیدن خانواده شهیدی شدیم، دیدم محله پر از جمعیت است و برای ورود مقام معظم رهبری، گاو و گوسفند آماده کرده اند. آقا با دیدن صحنه ناراحت شدند و فرمودند: مگر نگفتم مزاحم مردم نشوید و دیدار من بدون اطلاع قبلی باشد. ما عرض کردیم: آقا; از دفتر اطلاع نداده اند. بالاخره آقا وارد منزل پدر شهید شدند و فرمودند: بگو ببینم چه کسی آمدن مرا به شما اطلاع داده است، آیا از دفتر اطلاع داده اند؟ پدر شهید عرض کرد: نه آقا، من دیشب حاج آقا روح الله (امام رحمه الله) را در خواب دیدم، پسرم علی رضا نیز در کنار امام رحمه الله نشسته بود. امام رحمه الله رو به من کردند و فرمودند: فلانی، فردا شب مهمان عزیزی داری، از مهمانت پذیرایی کن. گفتم: مهمان من کیست؟ فرمود رهبر مهمان شما است. با تعجب گفتم رهبر می خواهد به خانه من بیاید؟! پسرم گفت: بله بابا، رهبر می خواهد به خانه ما بیاید، از ایشان پذیرایی کنید.
حجة الاسلام احمدی (از اساتید حوزه علمیه قم)
راهنمایی با توجه به موقعیت
یکی از دوستان می گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند و تصور می کردند که آقا دستور دستگیری آنها را خواهد داد، ولی بر خلاف تصور آن دو، مقام معظم رهبری با آنها احوالپرسی کردند و از شغل و فامیل بودن آنها سؤال کردند. پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد، واقعیت را گفت که ما دوست هستیم. آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آن دو صحبت کردند و بعد هم فرمودند: بد نیست صیغه محرمیتی در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید و به آنها پیشنهاد دادند اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیایید، من آمادگی دارم که شخصا عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود، محضر آقا رسیدند. آقا عقد آنها را جاری کردند و با برخورد کریمانه مقام عظیم الشان ولایت، این دو جوان تغییر مسیر دادند و آن دختر غیرمحجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو به یک جوان مذهبی مبدل شدند.
آقای محمد امین نژاد (از کارمندان صدا و سیما - تهران)
رعایت حدود الهی در برخوردهای دیپلماسی
یکی از مطالبی که در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، بسیار در دنیا انعکاس پیدا کرد و آثار بسیار مثبتی در میان مسلمانان گذاشت، برخورد ایشان با دعوت رئیس جمهور زیمبابوه در مهمانی رسمی شام بود. پس از آنکه به معظم له اطلاع داده شد که در سر میز شام، مشروبات الکلی وجود دارد، ایشان پیغام دادند که ما در این مهمانی شرکت نمی کنیم، مگر اینکه مشروبات الکلی جمع شوند. آنان گفتند: ما به شما کاری نداریم، یعنی به ایرانیها تعارف نمی کنیم، بلکه طبق رسم خودمان از مهمانان غیرایرانی با مشروبات الکلی پذیرایی می کنیم.
مقام معظم رهبری به آنان فرمودند: ما سر سفره شامی که در آن مشروبات الکلی باشد، حاضر نمی شویم، چون شرعا حرام است. آنان حاضر نشدند که مشروبات را جمع آوری کنند. معظم له هم در آن مهمانی شام شرکت نفرمودند. غربیها و رسانه های آنان تصور کردند که طعمه دندان گیری از این خبر نصیب آنها شده است و در دنیا چنین منعکس کردند که ایرانیها و رئیس جمهور ایران، بر خلاف آنچه در پروتکلهای تشریفاتی جهان مرسوم است، در مهمانی شام حاضر نشدند، ولی انتشار این خبر در جهان اسلام، موجب تقویت موضع آرمانی نظام اسلامی شد و بسیار به نفع جمهوری اسلامی ایران تمام شد.
دکتر علی اکبر ولایتی (مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل)
 
رفتار قرآنی با بدهکار
حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته در زمان ریاست جمهوری به یکی از کشورهای اسلامی رفتند و ما به عنوان همراه در خدمت ایشان بودیم. حضرت آیت الله خامنه ای به رئیس جمهور آنجا فرمودند: بدهی ما را نمی دهید؟ او در جواب گفت: قرآن می فرماید: «فنظرة الی میسرة; به آدم بدهکار مهلت بدهید.» آقا با مزاح فرمودند: تا اینجا را قبول دارم ولی به شرط اینکه قسمت دوم آیه شریفه را نخوانید که اگر بدهکار توانایی پرداخت ندارد به او ببخشید; «ان تصدقوا خیر لکم».
حجة الاسلام والمسلمین قرائتی (تهران)
رهبری آیت الله خامنه ای از منظر امام رحمه الله
زمانی که آیت الله خامنه ای در سفر کره شمالی بسر می بردند، حضرت امام رحمه الله گزارشهای سفر را از تلویزیون می دیدند. دیدار ایشان از کره، استقبال مردم، سخنرانیها و مذاکرات سفر برای حضرت امام رحمه الله خیلی جالب بود و امام رحمه الله فرموده بودند: الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند.
حجة الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی رحمة الله علیه
زمزمه عاشقانه با امام رئوف
در یکی از سفرهایی که مقام معظم رهبری به مشهد داشتند، مستقیم به زیارت مشرف شدند. اتاق تاریکی در انتهای دفتر آقای طبسی است که مشرف به حرم است و پنجره کوچکی دارد که مقام معظم رهبری آنجا زیارت نامه می خوانند. وقت شام رفتم تا ایشان را برای شام دعوت کنم، دیدم معظم له در حال گریه و زاری است. بار دوم رفتم، باز دیدم ایشان غرق در توسل است. بار سوم رفتم، باز ایشان را در همان حال دیدم. ما و نیروهای حفاظت تصمیم گرفتیم، ایشان را از آن حال خارج کنیم; چرا که ممکن بود - بعد از دو ساعت گریه و زاری - برای ایشان اتفاقی بیافتد. این بار جلوتر رفتم، در را زدم و عرض کردم: دوستان منتظرند تا شما تشریف بیاورید. آقا همانطور که در گریه و توسل بودند، بلند شدند و زیارت امین الله را شروع کردند. بعد از زیارت و راز و نیاز عاشقانه، تشریف آوردند.
حجة الاسلام والمسلمین موسوی کاشانی (از اعضای بیت - تهران)
ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
در دیداری که مقام معظم رهبری از جانبازان شهر مقدس قم داشتند، از اولین نفری که مقابل در مستقر بود شروع به معانقه و روبوسی نمودند. هر یک از آنان دست خلف صالح حضرت امام رحمه الله را می بوسیدند و بر صورت و چشمان خود می مالیدند. گاهی گریه می کردند و دست بر گردن معظم له می انداختند. از آنجا که برخی از عزیزان جانباز روی چرخهای خود نشسته بودند، ایشان به حالت خمیده باقی می ماندند و صحبتهای آنان را گوش می دادند.
یکی از جانبازان عرض کرد: آقا من تقاضا دارم که انگشترتان را به عنوان یادگاری به من بدهید.
مقام معظم رهبری بلافاصله انگشتر خود را درآوردند و به ایشان دادند. جانباز دیگری عبای رهبر را برای تبرک درخواست کرد. معظم له عبای خود را برداشتند و به آن جانباز عطا کردند. جانباز ویلچری دیگری عرض کرد: آقا من می خواهم برای نجات از فشار قبر پیراهن شما را همراه کفنم داشته باشم. مقام معظم رهبری به حالت مزاح فرمودند: اینجا که نمی شود پیراهن را از تن درآورد! وقتی به محل استقرار رفتم، آن را برای شما خواهم فرستاد. دیدار طولانی و صمیمانه جانبازان که تمام شد، آقا به محل اقامت خود بازگشتند و پیراهن را توسط بنده برای آن جانباز فرستادند، این در حالی بود که هنوز جمعیت جانبازان از مدرسه فیضیه متفرق نشده بودند.
حجة الاسلام والمسلمین ذوالنوری (فرمانده تیپ مستقل ۸۳ امام صادق علیه السلام)
سادگی و صفای ازدواج
چند روز پس از خواستگاری خانواده بزرگوار حضرت آیت الله خامنه ای از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبری رسیدم. ایشان فرمودند: آقای دکتر! اگر خدا بخواهد با هم خویشاوند می شویم. عرض کردم: چطور؟ فرمودند: آقا مجتبی و دختر خانم شما ظاهرا یکدیگر را پسندیده اند و در گفتگو به نتیجه رسیده اند. حالا نظر شما چیست؟
عرض کردم: آقا اختیار ما هم دست شماست!
آقا فرمودند: شما و همسرتان استاد دانشگاه هستید و زندگی شما با زندگی ما متفاوت است. تمام زندگی ما غیر از کتابهایم، یک وانت لوازم کهنه است. خانه ما هم دو اطاق اندرونی دارد و یک اطاق بیرونی که مسئولان می آیند و با من دیدار می کنند. من پولی برای خرید خانه ندارم. خانه ای اجاره کرده ایم که قرار است در یک طبقه آن آقا مصطفی و در طبقه دیگر آقا مجتبی زندگی کنند. ما زندگی معمولی داریم و شما زندگی خوبی دارید، مثل ما زندگی نکرده اید. آیا دختر شما حاضر است با این وجود زندگی کند؟!
زیبایی و دقت سخن رهبر معظم انقلاب برای من بسیار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم و او با روی باز استقبال کرد.
غلامعلی حداد عادل (نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی)
ساده زیستی
وظیفه خود می دانم این مهم را به مردم مسلمان و انقلابی ایران بگویم که من از وضع منزل حضرت آیت الله خامنه ای مطلع هستم. در خانه مقام معظم رهبری هرگز بیش از یک نوع غذا بر سر سفره نیست. خانواده ایشان روی موکت زندگی می کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس و پوسیده زیر پاهایم پهن بود که من از زبری و خشنی آن فرش - که ظاهرا جهیزیه همسر ایشان بود - اذیت می شدم، از آنجا برخاستم و به موکت پناه بردم.
حجة الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی رحمة الله علیه

شاعر توانا
مقام معظم رهبری سابقه طولانی در شعر و متون ادبی داشته اند و سخنرانی معظم له در مورد حافظ به عنوان متن برگزیده ادبی یونسکو شناخته شد. حتی قبل از انقلاب و خصوصا از زمان ریاست جمهوری تا کنون، جلسات مشاعره و نقد شعر با اساتید فن داشته اند.
یک نمونه از اشعار معظم له:
سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش
چو آینه خو کرده حیرانی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جانی خویشم
بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هرچند «امین» بسته دنیا نیم اما
دلبسته یاران خراسانی خویشم

شجاعت حیدرگونه
نزدیک به چهل روز در خرمشهر مقاومت کردیم تا نگذاریم شهر به اشغال عراقیها درآید. در این مدت آیت الله خامنه ای با شجاعتی کم نظیر به مواضع دشمن بعثی یورش می برد، آرایش تانکهای آنان را به هم می زد و مانع پیش روی عراقیها می شد.
معظم له گاه در گروههای ۳ و ۵ نفره، تا اعماق نیروهای دشمن پیش می رفتند و با شناسایی دقیق منطقه عملیاتی، اطلاعات نابی را به دست می آوردند; تا هنگام ملاقات با امام خمینی رحمه الله، بهترین و جدیدترین اطلاعات را به ایشان بدهند.
حجة الاسلام والمسلمین ذوالنوری (فرمانده تیپ مستقل ۸۳ امام جفعر صادق علیه السلام)
ضرورت مراقبت بیشتر در خارج از کشور
زمانی که می خواستم برای تبلیغ به خارج از کشور سفر کنم، محضر مقام معظم رهبری رسیدم و از آقا توصیه ای خواستم. آقا فرمودند: سعی کنید در آنجا مستحبات را دو برابر انجام دهید، چون آنجا برای مصونیت از گناه به تلاش بیشتری نیاز دارید. اگر این کار را انجام دهید وقتی برگشتید اگر کامل تر نشده باشید، لااقل همان هستید که بودید، چون در آن فرهنگ باید از پادزهر قوی تر استفاده کنید. این نکته در آن سالها برای من خیلی ارزنده بود.
حجة الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی تهرانی (عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی رحمة الله علیه قم)
 
عنایت ویژه به تسبیحات ام ابیها
روزی نمار را در محضر مقام معظم رهبری خواندیم. دو مورد از چیزهای جالبی که من در آنجا دیدم عبارت بود از اینکه معظم له تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام را بعد از نماز خیلی خوب و قشنگ، با فاصله، طمانینه و شمرده، شمرده قرائت کردند.
و دیگر اینکه بعد از نماز به تربت امام حسین علیه السلام دست کشیدند و صورت و محاسن خود را - چند مرتبه - به زیبایی متبرک کردند.
حجة الاسلام والمسلمین دکتر آقا تهرانی (عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی رحمة الله علیه قم)

غذای ساده
یک روز که در منزل مقام معظم رهبری در خدمت ایشان بودم بحث ما قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد.
پس از اقامه نماز در محضر ایشان، معظم له رو به من کردند و فرمودند: آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید. بنده در عین حال که این را توفیقی می دانستم، خدمتشان عرض کردم اسباب زحمت می شود. مقام معظم رهبری فرمودند: نه! بمانید هرچه هست با هم می خوریم. وقتی که سفره را پهن کردند و شام را آوردند، دیدم غذای ساده ایشان و خانواده شان چیزی جز املت ساده نیست. من نیز بر آن سفره مهمان بودم و مقداری از همان غذای ساده را خوردم.
سردار سرلشکر رحیم صفوی (فرمانده کل سپاه)
منبع: سایت حوزه



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه چهارم خرداد 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

 

Image result for ‫رساله مصور حجاب‬‎

Image result for ‫رساله مصور حجاب‬‎Image result for ‫رساله مصور حجاب‬‎

Image result for ‫رساله مصور حجاب‬‎

Image result for ‫رساله مصور حجاب‬‎

Image result for ‫رساله مصور نماز‬‎Image result for ‫رساله مصور نماز‬‎Image result for ‫رساله مصور نماز‬‎

 

 

 

 



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه چهارم خرداد 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه چهارم خرداد 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

 

زندگی دلپذیر در زمان ظهور حضرت ولی عصرعجل ا...تعالی فرجه الشریف

ظهور


یکی از عواملی که سبب می شود مردم از دعا کردن برای فرج امام زمان علیه السلام غفلت ورزند، عدم آگاهی آنها به زندگی لذت بخش در زمان ظهور آن بزرگوار است. برای اینکه موالیان و دوستان حضرت بدانند در زمان ظهور چه تحول و دگرگونی عجیبی در دنیا پیدا می شود، به چند روایت از حضرات ائمه معصومین علیهم السلام اشاره می کنیم.


 

دگرگونی جهان

امام صادق علیه السلام تحول جهان را در زمان ظهور حضرت صاحب الامر والزمان در پرتو آیه شریفه « وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا » (1) چنین بیان می فرماید:

هنگامی که قائم ما قیام کند:

1 - زمین با نور پروردگارش روشن می شود.

2 - مردم از نور خورشید بی نیاز می شوند.

3 - تاریکی از بین می رود.

4 - عمر انسان بقدری طولانی می شود که خداوند هزار پسر به او مرحمت می کند.

5 - خزاین نهفته زمین بر مردم ظاهر می شود ودر برابر دیدگان آنها قرار می گیرد.

6 - مردم به دنبال کسی می روند که از آنها زکات وصدقات بپذیرد ونمی یابند.

7 - مردم به فضل پروردگارشان بی نیاز می شوند. خداوند توفیق یاری آن بزرگوار وزندگانی کردن در زیر سایه اش را به تمام شیفتگانش مرحمت فرماید. (2)

 

تقسیم ثروت به طور مساوی

بی عدالتی ها و ظلم هایی که در عالم می شود، به خاطر کمبود ثروت نیست، بلکه به دلیل تقسیم ظالمانه آن در جهان است. در مقابل هزاران انسان گرسنه ای که هر روز در گوشه وکنار کشورهای فقیر و غنی از کمبود غذا می میرند، انسانهای زیادی هستند که بر اثر پر خوری و افراط در عیش و نوش هلاک می شوند، واین به خاطر تقسیم غیر عادلانه ثروت در جوامع بشری است.

امت من در زمان حضرت مهدی (علیه السلام) آن چنان از نعمتها برخوردار می شوند که هرگز نظیر آن دیده نشده است. آسمان سیل آسا بر آنان فرو می ریزد، زمین تمام گیاهانش را می رویاند وثروت آن روز روی هم انباشته می شود و هر کس بگوید: ای مهدی، بر من عطا کن. می فرماید: بگیر (و به او عطا می کند)

ولی در عصر پر شکوه حکومت جهانی حضرت بقیه الله الاعظم - روحی وارواح العالمین مقدمه له الفداء - ثروت به طور مساوی زیر نظر آن عدل مطلق تقسیم می گردد، چنانکه در احادیث مختلف وارد شده است:

چون مهدی ما اهل بیت قیام نماید، ثروت را به طور مساوی تقسیم می کند وعدالت را در بین مردم پیاده می کند. (3)

 

رضایت و خشنودی عمومی

در حکومت عدل پرور حضرت ولی عصر علیه السلام تمام مردم از او خشنود می شوند حتی پرندگان هوا ودرندگان صحرا، چنانکه در احادیث شریف آمده است:

اهل زمین وآسمان با پرندگان هوا، درندگان صحرا وماهیان دریا، همه وهمه از او خشنود می شوند. (4)

خشنودی در دل زندگان ومردگان نیز پیدا می شود، چنانکه در حدیث آمده است:

مومنی باقی نماند جز اینکه این خشنودی به او می رسد، یا در قلبش ویا در قبرش. (5)

در زمان آن نازنین، دلهای مردم همه بی نیاز می گردد وحرص وطمع وصفت زیاده طلبی از قلوب آنها زایل می شود ودلها نیز صفت بزرگواری پیدا می کنند

بی نیازی همگانی

در زیر سایه حکومت عدالت گستر آن امام همام، همگان مستغنی می شوند به اندازه ای که در روی زمین محتاجی پیدا نمی شود که زکات وصدقات را بپذیرد، چنانکه در روایات مختلف بیان شده است:

زمانی برای مردم خواهد رسید که انسان شمشهای طلا با خود حمل می کند که در راه خدا انفاق کند، ولی کسی (فقیری) را پیدا نمی کند که آن را قبول کند. (6)

انسان در آن روز (در زمان حکومت حضرت ولی عصر علیه السلام) برای صدقات ومبرات خود جایی پیدا نمی کند، چون بی نیازی همه مومنان را فرا می گیرد. (7)

حتی در زمان آن نازنین، دلهای مردم همه بی نیاز می گردد وحرص وطمع وصفت زیاده طلبی از قلوب آنها زایل می شود و دلها نیز صفت بزرگواری پیدا می کنند:

در روزگار او پروردگار بی نیازی را در دل این امت قرار می دهد.(8)

در زمانی کنونی که دوران غیبت آن عزیز است، هر کس گدایی آستان ملک پاسبانش را آموخت، از غیر او مستغنی گردید وبی نیاز شد، زیرا گدایی در خانه اش از سلطنت دنیا وآخرت بمراتب ارزشمندتر است.

 

امنیت در تمام آفرینش

در عهد شکوهمند منجی عالم بشریت حضرت اباصالح المهدی (عجل الله تعالى فرجه الشریف) دلهای مردم از کینه وعداوت خالی می شود وسرانجام امنیت وآرامش سراسر گیتی را فرا می گیرد.

کینه ها از دلها زدوده می شود ودرندگان وچهارپایان با یک دیگر سازش می کنند تا جایی که یک زن با طبقی بر سر از عراق تا شام تنها سفر می کند، همه جا قدم بر سرزمین سبز و خرم می گذارد و درنده ای او را نمی آزارد و گرفتار ترس و اضطراب نمی شود. (9)

ظهور
نزول برکات آسمانی و خروج نعمات زمینی

در احادیث گوناگونی آمده است که در زمان آن حجت حق برکات آسمانی زیاد می گردد وگنجهای زمینی ظاهر می شود:

زمین چیزی از بذرهای خود را نگه نمی دارد مگر اینکه آن را بیرون می دهد، وآسمان چیزی از باران رحمتش را نگه نمی دارد جز اینکه آن را سیل آسا بر مردم فرو می ریزد. (10)

ابن عباس از رسول خدا روایت می کند که درباره حکومت جهانی مهدی موعود علیه السلام فرماید:

چهارپایان در امانند ودرندگان سازش می کنند وزمین پاره های جگرش را بیرون می ریزد.

ابن عباس سوال می کند: پاره های جگر زمین چیست؟ رسول اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: مانند ستونهایی از طلا ونقره است.(11)

 

آبادانی جهان

در عصر پر نور حضرت ولی عصر علیه السلام طبق احادیث وارده سر تا سر جهان آباد می شود:

در روی زمین خرابه ای باقی نمی ماند جز اینکه آباد می شود. خرابی جهان بر اثر ظلم وبی عدالتی است، اما هنگامی که آن خسر و عدالت گستر بر جهان حاکم باشد، تمام ویرانی ها تبدیل به آبادانی می گردد تا جایی که همگان آرزو می کنند ای کاش پدران، مادران وعزیزان از دست رفته شان زنده بودند و طعم زندگی لذتبخش زمان حکومت آن یوسف زهرا (س) را می چشیدند. (12)

بر هر ظالم وظالم زاده پیروز می گردد وعدالتش آن قدر در جهان آشکار می شود که زندگان آرزو می کنند ای کاش در گذشتگانشان بودند وآن زندگی شکوهمند وروزگار طلایی را می دیدند. (13)

 

رفاه همگانی

رفاه عمومی در زمان آن خورشید فروزان ولایت به اوج خود می رسد، چنانکه در روایات مختلف از طرق فریقین آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

امت من در زمان حضرت مهدی (علیه السلام) آن چنان از نعمتها برخوردار می شوند که هرگز نظیر آن دیده نشده است. آسمان سیل آسا بر آنان فرو می ریزد، زمین تمام گیاهانش را می رویاند وثروت آن روز روی هم انباشته می شود وهر کس بگوید: ای مهدی، بر من عطا کن. می فرماید: بگیر (و به او عطا می کند). (14)

 اکنون که در دوران فراق جانسوزش هستیم، ولی نعمت ماست وهمه نیازهای مادی ومعنوی ما را از خوان کرمش مرحمت می فرماید. اگر چه رعایای خوبی برای آن مولا نیستیم اما آن کریم وکریم زاده به اعمال زشت ما نمی نگرد وما را از عطا واحسانش محروم نمی گرداند.

نا اهلم وسزای نوازش نیم ولی  * * *  نا اهل واهل پیش کریمان برابر است

بی عدالتی ها و ظلم هایی که در عالم می شود، به خاطر کمبود ثروت نیست، بلکه به دلیل تقسیم ظالمانه آن در جهان است. در مقابل هزاران انسان گرسنه ای که هر روز در گوشه و کنار کشورهای فقیر و غنی از کمبود غذا می میرند، انسانهای زیادی هستند که بر اثر پر خوری و افراط در عیش و نوش هلاک می شوند، واین به خاطر تقسیم غیر عادلانه ثروت در جوامع بشری است

فزونی دام ها

هنگامی که در جهان فزونی گیاه باشد، فزونی دامها نیز به وجود می آید که در احادیث به این فزونی تصریح شده است:

در پایان امت من (آخر الزمان) مهدی (علیه السلام) خارج می شود که خداوند با باران رحمتش او را سیراب می کند، زمین گیاهش را می رویاند، ثروت به طور مساوی تقسیم می گردد، دام در جهان افزون می شود و امت اسلامی با عظمت می گردد. (15)

 

اصلاح مزاحمت ها و رفع نقصان ها

در دنیای کنونی، ما شاهد هستیم که مردم به اشکال مختلف برای یکدیگر مزاحمت ایجاد می کند، اما در دوران با شکوه حکومت ولی الله الاعظم تمام مزاحمت ها به هر شکلی که باشد، از بین می رود. در ده ها حدیث به نمونه هایی از این اقدامات اصلاحی اشاره شده است که ما در اینجا به بیان یک نمونه بسنده می کنیم:

راههای اصلی را توسعه می دهد، بالکون هایی را که به داخل جاده ها (و خیابان) آمده بر می دارد و ناودان‌هایی را که به کوچه ها می ریزد از بین می برد. هیچ بدعتی نمی ماند جز اینکه از بین می برد و هیچ سنتی نمی ماند مگر اینکه بر پا می دارد. (16)

راستی چه شیرین است زندگی در زیر سایه اش و در زمان حضورش. در خاتمه این بحث دست به دعا بر می داریم و می گوییم: پروردگارا، لباس فرج را بر اندام زیبای دلربایش بپوشان ودل نازنینش را با بشارت ظهورش مسرور فرما وتوفیق دیدار جمال ملکوتیش را با عافیت نصیب گردان بمنک وکرمک یا ارحم الراحمین.

 

پی نوشت:

(1) زمر / 69.

(2) بحارالانوار، ج 52، ص 337.

(3) عقد الدرر، ص 40.

(4) الحاوی للفتاوی، ج 2، ص 82.

(5) اعلام الوری، ص 435.

(6) صحیحی بخاری، ج 2، ص 136.

(7) اعلام الوری، ص 432.

(8) الحاوی للفتاوی، ج 2، ص 64.

(9) بشاره الاسلام، ص 236.

(10) مستدرک حاکم، ج 4، ص 465.

(11) همان ماخذ، ص 514.

(12) اعلام الوری، ص 433.

(13) الحاوی للفتاوی، ج 2، ص 61.

(14) عقدر الدرر، ص 170.

(15) تاریخ ما بعد الظهور، ص 774.

(16) ارشاد مفید، ص 365.

بخش مهدویت تبیان



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

یک نمایشنامه زیبا برای جشن های نیمه شعبان

شادی های بعد از ظهور دولت کریمه

اتفاقاتى که در دوره ظهور امام مهدى(عج) مى‏افتد، بسیار است. با بهره مندى از روایات اهل بیت(ع) تنها به بیان چند رخداد مهم اشاره مى‏ کنیم:
۱- اعلان ظهور: اولین حادثه‏اى که بعد از ظهور امام زمان(ع) شکل مى‏گیرد، اعلام ظهور امام زمان(ع) است. ظهور حضرت به وسیله منادى آسمانى اعلام مى‏گردد، آن گاه حضرت در حالى که به کعبه تکیه داده است، با دعوت به حق، ظهور خود را اعلام مى‏دارد.(۱) دعوت حضرت هم به منظور اعلام ظهور حضرت است و هم به منظور فراخوان عمومى جهت پذیرش حکومت جهانى صورت مى‏گیرد. امام على(ع) فرمود: «هنگامى که منادى از آسمان ندا مى‏دهد: حق از آنِ آل محمد است و اگر طالب هدایت و سعادت هستید، به دامان آل محمد چنگ زنید، حضرت مهدى(عج) ظهور مى‏کند»(۲)
۲- رجعت و بازگشت برخى از مؤمنان صالح و پیامبران الهى مانند حضرت عیسى(ع) که در رکاب حضرت مهدى(عج) خواهند بود و در قیام و مبارزه او با ستمگران شرکت دارند.
۳- مبارزات امام زمان(عج): یکى از حوادث مهم که بعد از ظهور امام زمان(ع) به وجود مى‏آید، مبارزه امام با دشمنان و مخالفان ظهور است. برخى از افراد و گروه‏ها حکومت عدالت گستر امام زمان(ع) را بر نمى‏تابند و با حضرت به جنگ مى‏پردازند. مخالفان امام را افراد و گروه‏هاى مختلف تشکیل مى‏دهند(۳) و سیاست امام در برابر آن‏ها متفاوت است.
امام زمان(ع) نخست همگان را به دین و صلح فرا مى‏خواند و با مدارا با آن‏ها رفتار مى‏نماید.
امّا دشمنان دعوت امام را نادیده مى‏گیرند و به جنگ با امام مى‏پردازند. امام با بهره‏ گیرى از همه قدرت و امکانات، با دشمنان برخورد مى‏کند، و جنگ سختى به وقوع مى‏پیوندد.(۴) از جمله جنگ امام زمان(عج) با دجال(۵) و سفیانى.(۶)
۴- پیروزى امام زمان(عج): در این درگیرى‏ها سرانجام حضرت پیروز مى‏شود. در برخى روایات از پیروزى امام بر شرق و غرب،(۷)، جنوب و قبله(۸) گزارش شده است.
امام باقر(ع) فرمود: «حضرت قائم از ما است و فرمانروایى حضرت شرق و غرب را فرا مى‏گیرد».(۹) از پیامبر اسلام(ص) گزارش شده است که حضرت مهدى(عج) لشکریانش را به سراسر زمین گسیل مى‏دارد.(۱۰)
۵- تشکیل حکومت جهانى و برچیده شدن مرزهاى جغرافیایى:
امام مهدى(عج) حکومت جهانى تشکیل مى‏دهد و مرزهاى جغرافیایى را بر مى ‏چیند. این حکومت همان حکومت آرمانى موعود است که از آن در روایات گاهى به مدینه »فاضله« سخن گفته شده است.(۱۱) گاهى به جامعه مطلوب و گاهى به «دولت کریمه» یاد شده است.
حکومت جهانى امام زمان(ع) از مؤلّفه ‏ها و شاخصه هایى برخوردار است که تحقق هر کدام از آن‏ها مى‏تواند یکى از حوادث بعد از ظهور امام زمان(ع) محسوب شوند، از جمله:
أ) گسترش عدالت:
یکى از ویژگى‏هاى حکومت امام زمان(ع) عدالت است. عدالت عنصر گم شده‏اى است که همگان دنبال آن هستند. این گمشده در حکومت امام زمان تحقق پیدا مى‏کند.
پیامبر اسلام فرمود: «یملاء الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئتْ ظلماً و جوراً»؛(۱۲) امام زمان(ع) حکومت را به گونه‏اى سازماندهى مى‏کند که دیگر واژه ستم از ذهن‏ها رخت بر مى‏بندد و کسى به دیگرى ظلم نمى‏کند؛
ب) گزینش کارگزاران شایسته:
طبیعى است که حکومت آرمانى امام زمان(ع) که رهبرى آن را امام مصلح و پارسا بر عهده دارد، کارگزاران آن نیز از صالحان و پارسایان خواهند بود، از این رو در روایات آمده است که دولت امام زمان(ع) را برخى از پیامبران و جانشینان آنان و صالحان و از اصحاب پیامبر اسلام(ص) تشکیل مى‏دهند. حضرت عیسى(ع) به امام زمان(ع) مى‏گوید: »من به عنوان وزیر فرستاده شده‏ام؛ نه امیر و فرمانروا.(۱۳)
۶- رشد آگاهى و دانش: یکى از حوادث بسیار مهم رشد دانش و صنعت در عصر امام زمان(ع) است. دوره ظهور دوران گسترش علم و دانایى است و مدینه فاضله اسلامى «مدینه العلم» است. با آمدن آن منجى همان گونه که ظلم جاى خود را به عدل و داد مى‏دهد، دانایى و فرزانگى جایگزین جهل و نادانى مى‏شود و جهان از نور عقل و دانش آکنده مى‏گردد.(۱۴)
۷- رشد عقل و خرد ورزى: در این دوره بشر به حاکمیت عقلانیت نایل مى‏گردد.
در روایات آمده است که در عصر ظهور حضرت مهدى(عج) برکات خداوندى به بشر ارزانى داشته و دست رحمت ایزدى بر عقل‏هاى مردم کشیده مى‏شود و مردم از نظر عقل و بصیرت در وضع بى مانندى قرار مى‏گیرند.(۱۵)
۸- رفاه اقتصادى و معیشتى: به فرموده پیامبر اسلام(ص) در دوره حضور حضرت مهدى(عج) مردم به نعمت هایى نایل مى‏گردند که در هیچ زمانى سابقه ندارد. براى همگان برکات الهى از آسمان نازل مى‏شود و زمین چیزى از روییدنى‏هاى خود را پنهان نمى‏کند.(۱۶)
سطح رفاه زندگى در این دوره به حدّى است که طبق روایات رسیده از امام صادق(ع) در این دوره فقیرى یافت نمى‏شود تا مردم زکات اموالشان را به او بدهند.(۱۷)
۹- برقرارى امنیت اجتماعى: در این دوره امنیت اجتماعى به نحو کامل برقرار مى‏گردد. به گونه‏اى که اگر زنى به تنهایى بخواهد از عراق به شام مسافرت نماید، در مورد امنیتش هیچ ترس و دلهره‏اى ندارد.(۱۸)
۱۰- رشد تربیتى و شکوفایى فرهنگى و اخلاقى: در این دوره افراد به رشد تربیتى و اخلاقى و جامعه به بالاترین درجه تعالى و شکوفایى نایل مى‏گردند. امام على(ع) فرمود: «چون قائم ما قیام کند، کینه‏ها از دل‏ها زدوده مى‏شود».(۱۹) امام باقر(ع) فرمود: «هنگامى که قائم ما قیام کند، خداوند قواى فکرى مردم را تعالى مى‏بخشد و اخلاق آنان را به کمال مى ‏رساند».(۲۰)
در روایتى دیگر از آن حضرت نقل شده است که «در دوره ظهور، دوستى و یگانگى بین مؤمنان در نهایت خود قرار مى‏گیرد، به گونه‏اى که هر کس نیازمند باشد، بدون هیچ ممانعتى از جیب دیگرى پول بر مى‏دارد (و دیگرى هم از این کار راضى است».(۲۱)
براى اطلاع بیشتر در این مورد به کتاب عصر زندگى و چگونگى آینده انسان و اسلام، پژوهشى در انقلاب جهانى حضرت مهدى(عج)، تألیف محمد حکیمى مراجعه نمایید.
در مورد بعد از ظهور حضرت مهدى(عج)؛ یعنى مدتى که حضرت مهدى (عج) حکومت مى‏کند، نیز بعد از آن دوره تا برپایى قیامت، نمى‏توان پاسخ قاطع و روشنى از روایات به دست آورد، چرا که در لابلاى روایات مدت حکومت حضرت مهدى(عج) نوزده سال و چند ماه،(۲۲) هفتاد سال،(۲۳) سیصد و نه سال،(۲۴) آمده است.
در روایتى ذکر شده که بعد از حضرت مهدى(عج) فردى از اهل بیت سیصد و نه سال حکومت خواهد کرد.(۲۵) و بعد قیامت برپا خواهد شد، یا یکایک امامان(ع) رجعت و حکومت مى‏کنند و سپس قیامت بر پا خواهد شد(۲۶) و…
برخى از پژوهشگران اسلامى بیان داشته ‏اند: در مورد مدت حکومت حضرت مهدى(عج) اگر چه برخى روایات حد معیّنى را بیان کرده‏اند و دوران حکومت حضرت را به هفت یا نه سال محدود نموده‏اند، لیکن این گونه روایات در منابع اهل سنّت ذکر شده، امّا عده‏اى بدون تحقیق این گونه روایات را در کتاب‏هاى شیعى وارد نموده‏اند. هیچ روایت صحیح السندى از امامان(ع) نرسیده است که دوران حکومت حضرت مهدى(عج) را محدود کرده باشد. این گونه روایات علاوه بر ضعف سند، با روح آیات و محتواى روایات متواترى (که وعده داده‏اند با ظهور و قیامت حضرت، زحمات انبیا به ثمر مى‏رسد: و جهان پر از عدل مى‏گردد) منافات دارد.(۲۷)
مقام معظم رهبرى در این باره مى‏فرماید: «بعضى خیال مى‏کنند دوران

ظهور حضرت بقیه اللَّه آخر دنیا است. من عرض مى‏کنم دوران ظهور

بقیه اللَّه(ع) اوّل دنیا است. اوّل شروع حرکت انسان در صراط مستقیم

است، با مانع کمتر یا بدون مانع، با سرعت بیشتر، با فراهم بودن همه

امکانات براى این حرکت. اگر صراط مستقیم الهى را مثل یک جاده

وسیع، مستقیم و هموارى فرض کنیم، همه انبیا در این چند هزار سال

گذشته آمده‏ اند تا بشر را از کوره راه‏ها به این جاده برسانند. وقتى به

این جاده رسید، مسیر تندتر، عمومى‏تر، موفق‏تر، بى ضایعات یا کم

ضایعات‏تر خواهد بود.
دوره ظهور، دوره‏اى است که بشریت مى‏تواند نفس راحتى بکشد.

مى‏تواند راه خدا را طى کند. مى‏تواند از همه استعدادهاى موجود در عالم

طبیعت و در وجود انسان به شکل بهینه استفاده کند».(۲۸)
روایات تعیین کننده دوران حکومت امام زمان(ع) با دسته‏اى دیگر از روایات که با روح تعالیم قرآنى بیشتر توافق دارد، در تزاحم و تعارض است. مفضل بن عمر مى‏گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مدت خلافت حضرت قائم(ع) چه مقدار است. حضرت در جوابم آیات ۱۰۵ تا ۱۰۸ سوره هود را تا «عطاء غیر مجذوذ» تلاوت فرمود، سپس در توضیح آیه فرمود: منظور از «عطاء غیر مجذوذ» این است که آن نعمت و عطا از ایشان بریده نمى‏شود بلکه نعمتى است دایمى و مُلْکى است که نهایت ندارد و حکمى است که منقطع نمى‏گردد و امرى است که باطل نمى‏شود، مگر به اراده و مشیّت حق تعالى و از آن اراده و مشیّت کسى جز ذات او، آگاه نیست.
آیات مذکور بیانگر طولانى بودن نعمت‏هاى الهى براى اهل بهشت است. امام صادق علیه السلام با تلاوت آن و سپس تفسیر و تأویلش فرمود: »همان گونه که نعمت‏هاى الهى از اهل بهشت منقطع نمى‏گردد مگر به اراده خداوند، مدت خلافت حضرت قائم نیز بسیار طولانى است و از پایان آن کسى جز خداوند آگاهى ندارد».

———————————————————————————————————-
ماخذ:
۱٫ نجم الدّین طبسى، چشم اندازى به حکومت مهدى، ص ۶۴ – ۶۵٫
۲٫ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۳۲۴٫
۳٫ نعمانى، کتاب الغیبه، ص ۲۳۱؛ اثبات الهداه، ج ۳، ص ۵۳۹؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۳٫
۴٫ نجم الدین طبسى، همان، ص ۱۳۸٫
۵٫ صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، ص ۶۰٫
۶٫ همان.
۷٫ صافى، همان، ص ۴۷۰ – ۴۷۱٫
۸٫ نجم الدّین طبسى، همان، ص ۱۱۹٫
۹٫ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۵۹؛ ینابیع المودّه، ص ۴۸۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۸٫
۱۰٫ القول المختصر، ص ۲۳، با اقتباس از: نجم الدین طبسى، همان، ص ۱۲۱٫
۱۱٫ مجله حوزه، ویژه امام زمان، ص ۱۳۴ به بعد.
۱۲٫ کنز العمال، ج ۱۴، ص ۱۷۵٫
۱۳٫ ابن طاووس، ملاحم، ص ۸۳٫
۱۴٫ لطف اللَّه صافى، منتخب الاثر، ص ۶۰۷٫
۱۵٫ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۵۱٫
۱۶٫ همان، ج ۵۱، ص ۷۸٫
۱۷٫ همان، ج ۵۲، ص ۳۳۷٫
۱۸٫ منتخب الاثر، ص ۴۷۴٫
۱۹٫ همان، ص ۴۸۴٫
۲۰٫ بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶٫
۲۱٫ مفید، اختصاص، ص ۱۹٫
۲۲٫ محمد بن ابراهیم نعمانى، کتاب الغیبه، ص ۳۳۱٫
۲۳٫ مهدى موعود، ص ۷۶۷٫
۲۴٫ همان، ص ۷۶۷٫
۲۵٫ نعمانى، همان، ص ۳۳۲٫
۲۶٫ مهدى موعود، ص ۸۵۱ به بعد.
۲۷٫ گفتمان مهدویّت، ص ۱۲۶٫
۲۸٫ سخنرانى مقام معظم رهبرى در مدرسه فیضیه (حضور ولایت).



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

سردار سرتیپ پاسدار شوشتری نیز در با اشاره به توجه رهبری به ساده‌زیستی و پرهیز از تجمل‌گرایی می‌گوید: مقداری زیلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آن‌ها را جمع کردیم و فروختیم و یک مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آن‌ها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی تهیه کنیم. وقتی زیلوها را عوض کردیم و فرش‌ها را پهن نمودیم، آقا تشریف آوردند و فرمودند: «این‌ها دیگر چیست؟» گفتم: «زیلوها را عوض کردیم». فرمودند: «اشتباه کردید که عوض نمودید. بروید همان زیلوها را بیاورید». اصرار را بی‌فایده دیدم و با هزار مکافات رفتم و زیلوها را پیدا کردم و توی خانه انداختم. زیلوهایی که واقعاً به آن‌ها نگاه می‌کردی، می‌دیدی که نخشان درآمده و ساییده شده‌اند.



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1394 توسط رباب شیرازی | 3 نظر

ساده زیستی در زندگی مشترک

نقل است که در منزل امام خمینی رحمه الله در نجف یک فرش قدیمی بود که روزی آن را شسته و روی پشت بام پهن کردند. وقتی آن را پایین آوردند وسط فرش پاره شد، خانم امام که این وضع را دید به امام گفت: آقا! اجازه می‌دهید این فرش را بفروشیم و به جای آن فرش نو بخریم؟ امام با همه احترامی که برای همسرشان قائل بودند جواب منفی دادند و فرمودند فرش را بدوزید در اتاق پهن کنید.



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر

 

لحظه ها و ساعت های امام همه شان پر از برکت و فایده بود. به خاطر همین است که تک تک لحظه های زندگی امام خواندنی و درس گرفتنی است.
می خواهیم دقایقی مهمان زندگی امام باشیم:
یک روز با امام و سبک زندگی شان!

نماز شب امام هیچ گاه ترک نمی شد. ایشان در بیماری، در صحت، در زندان، در خلاصی، در تبعید و حتی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شبشان را می خواندند.
هر روز مقید بودند حتما چند صفحه قرآن حدود یک حزب یا بیشتر بخوانند که حتی روزهای آخر و شب قبل از عمل هم قرائت قرآن و نماز شب ایشان ترک نشد.
حضرت امام ... راس ساعت سه بیدار می شدند. من پشت در اتاقی که ایشان می خوابیدند، می خوابیدم، چون تکلیفی از جهت حفاظت به من واگذار شده بود. اتاق ایشان رو به حیاط بود و من خیالم راحت نبود. خودم آنجا می خوابیدم تا خدا ناکرده مشکلی پیش نیاید. هر شب، راس ساعت سه بیدار می شدند و من صدای خش خش کاغذ یا مناجتشان را می شنیدم.
حتی یکبار هم به یاد ندارم که پنج دقیقه از ساعت سه بگذرد یا پنج دقیقه به سه مانده باشد که ایشان بیدار شوند.

موقعی که امام در نجف بودند، آن اوایل، هم صبحها و هم شبها به حرم مشرف می شدند. بعد که درس و مشغله زیاد شد، دیگر صبحها به حرم نمی رفتند، ولی شبها مرتب می رفتند. یک شب نبود که نروند. تا نجف بودند، سه ساعت از غروب رفته به حرم مشرف می شدند. زیارتی که هر روز می خواندند، زیارت امیرالمومنین علیه السلام بود. بعد ما جانمازشان را می انداختیم بالای سر آن حضرت و ایشان تشریف می آوردند و نماز می خواندند. یک زیارت دیگر هم از روی کتاب می خواندند و به منزل بر می گشتیم. زیارتشان تقریبا حدود ۳۰ یا ۴۰ دقیقه طول می کشید. در روزهای اول امام هر شب زیارت جامعه کبیره را هم می خواندند این زیارت را امام با تانی می خواندند و مدتی طول می کشید. آن کسانی که متصدی نظافت حرم بودند، گاه می خواستند زودتر کارشان را تمام کنند ولی همیشه به احترام آقا توقف می کردند. من متوجه این موضوع شدم و آن را به عرض امام رساندم همین که امام پی بردند که آن عده به خاطر ایشان وقتشان را صرف می کنند، دیگر زیارت جامعه را هر روز در حرم نخواندند بکله فقط شبهای جمعه این زیارت را می خواندند. آن هم به این خاطر که حرم در شبهای جمعه تا صبح باز بود.
برنامه همیشگی امام این بود که دو و نیم ساعت پس از مغرب، به بیرونی منزل می آمدند تا کسانی که می خواستند ایشان را زیارت کنند یا کاری داشتند، خدمتشان برسند و بعد به حرم مشرف می شدند که درست سه ساعت پس از مغرب بود. این امر همیشگی بود.
برای رفتن به حرم، ایشان دو و نیم ساعت از غروب گذشته از منزل بیرون می آمدند و سر ساعت سه بدون کم و زیاد به حرم می رفتند. این اواخر که ماموران امنیتی مراقب ایشان بودند، خیالشان راحت بود. امام که داخل حرم می شدند. ماموران پی کار خود می رفتند و چون می دانستند امام چه ساعتی بیرون می آیند، همان دقیقه بر می گشتند.

امام قبل از تشرف به حرم نیم ساعت به بیرون می آمدند و هرکس هرکار داشت با ایشان مطرح می کرد.
هر روز ساعت ده و ربع امام برای درس می رفتند.

در مطالعاتشان آن قدر منظم بودند که هیچ چیز باعث تعطیل شدن مطالعه شان نمی شد. آن روزی که خبر شهادت حاج آقا مصطفی را به ایشان دادیم و اجازه گرفتیم که برای مراسم تدفین به کربلا برویم، خیال کردیم که امام ناراحت می شوند.
آن روز ما فکر می کردیم که امام به نماز جماعت نمی روند، ولی دیدیم که امام سر وقت به نماز جماعت رفتند. مطالعاتشان را هم ترک نکرده بودند و قرآنی را که هر روز می خواندند، طبق روال روزهای قبل خواندند. احمد آقا می گفت: عصر آن روز دیدم که هفتاد صفحه از کتابی که جزو دوره مطالعاتی ایشان بود، خوانده شده است.

در جلساتی که در نجف دو و نیم ساعت بعد از غروب تشکیل می شد و امام به بیرونی تشریف می آوردند و علما هم می آمدند بعد از اینکه آداب و رسوم جلسه را رعایت می کردند و چنان که بزرگواری شان اقتضا می کرد به هر کدام از آقایان احترام می گذاشتند دیگر ساکت می شدند.
حتی اگر آقایان هم خودشان با هم بحثی داشتند و مساله ای را رد و بدل می کردند، امام دخالت نمی کردند، مگر اینکه از محضرشان سوال می کردند و امام کلماتی می فرمودند و دیگران هم استفاده می کردند.
یکی از علمای نجف روزی نزد من آمد و با کمال تعجب گفت که: چقدر این بزرگوار ساکت است.


امام ۱۳ سال در نجف بودند و به طور مرتب زیارت جامعه کبیره را می خواندند. در تمام شبها بجز شبهایی که به کربلا می رفتند یا به شدت بیمار بودند (به حدی که نمی توانستند حتی به منزل بیرونی هم بیایند) هر شب در یک ساعت خاص به کنار قبر مولای متقیان می رفتند و زیارت جامعه می خواندند، زیارتی که دست کم یک ساعت وقت می خواهد.
غروب که می شد، می گفتند یک یا دو ساعت از شب رفته است. امام برنامه منظمی داشتند. یعنی دو و نیم ساعت بعد از غروب، من می رفتم و ایشان را صدا می کردم که به بیرونی تشریف بیاورند. نه پنج دقیقه جلوتر و نه پنج دقیقه عقبتر. این قانون شده بود. امام تشریف می آوردند و نیم ساعت در بیرونی بودند و سر نیم ساعت بلند می شدند و به حرم مشرف می شدند. این برنامه ای منظم و مداوم و تغییر ناپذیر بود. البته غیر از موارد استثنایی که نمی رفتند یا مانعی پیش می آمد. تقریبا چهار ساعت از غروب گذشته، ما به منزل بر می گشتیم. معروف بود که هرکس می خواست ساعتش را میزان کند، سر ساعت سه در کفشداری با ورود امام ساعتش را تنظیم می کرد.
وقتی امام وارد حرم می شدند، برنامه ایشان این طور بود که اول زیارت می خواندند، بعد نماز و سپس زیارت جامعه را و در اکثر شبها دوباره نماز می خواندند و بعد از دعا بیرون می آمدند.
موقعی که امام در نجف بودند، آن اوایل، هم صبحها و هم شبها به حرم مشرف می شدند. بعد که درس و مشغله زیاد شد، دیگر صبحها به حرم نمی رفتند، ولی شبها مرتب می رفتند. یک شب نبود که نروند. تا نجف بودند، سه ساعت از غروب رفته به حرم مشرف می شدند. زیارتی که هر روز می خواندند، زیارت امیرالمومنین علیه السلام بود. بعد ما جانمازشان را می انداختیم بالای سر آن حضرت و ایشان تشریف می آوردند و نماز می خواندند. یک زیارت دیگر هم از روی کتاب می خواندند و به منزل بر می گشتیم. زیارتشان تقریبا حدود ۳۰ یا ۴۰ دقیقه طول می کشید. در روزهای اول امام هر شب زیارت جامعه کبیره را هم می خواندند این زیارت را امام با تانی می خواندند و مدتی طول می کشید. آن کسانی که متصدی نظافت حرم بودند، گاه می خواستند زودتر کارشان را تمام کنند ولی همیشه به احترام آقا توقف می کردند.
من متوجه این موضوع شدم و آن را به عرض امام رساندم همین که امام پی بردند که آن عده به خاطر ایشان وقتشان را صرف می کنند، دیگر زیارت جامعه را هر روز در حرم نخواندند بکله فقط شبهای جمعه این زیارت را می خواندند. آن هم به این خاطر که حرم در شبهای جمعه تا صبح باز بود.

 



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر



...

طبقه بندی: سبك زندگي اسلامي
استفاده از مطالب وب با ذکر و بدون ذکر منبع آزاد است دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1394 توسط رباب شیرازی | بدون نظر
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin
قالب وبلاگ